آغازجنگهای صلیبی
درسال 1095 میلادی جنگهای صلیبی میان مسلمانان ومسیحیان آغاز شد. جنگهای صلیبی به جنگهایی گفته میشود که در آن مسیحیان برای رهایی بیت المقدس از دست مسلمانان در قرون یازده و دوازده میلادی بدان دست مییازیدند. نخستین کسی که لوای جنگ را برافراشت راهبی بنام پطرس از اهالی فرانسه بود. جنگهای صلیبی هشت جنگ است که در جنگ اول و چهارم هیچیک از پادشاهان اروپایی دخالت نداشتند و فقط نجبا و اصیل زادگان بودند که بر صلیبی ها فرمانروایی میکردند. غیر از جنگ اول در باقی جنگها مسیحیان از مسلمانان شکست خوردند.
در سال 1095 میلادی پاپ اورین دوم همه مسیحیان اروپایی را مجبور کرد تا علیه ترکان مسلمان قیام کنند و شهر اورشلیم(بیت المقدس) واقع در فلسطین را اشغال کنند. در همان سال، سپاه بزرگی مهیا و رهسپار نخستین جنگ صلیبی گردید. عده زیادی از جنگجویان صلیبی در طول سفر خطرناک از اروپا تا خاورمیانه جان خود را از دست دادند. آنها که زنده ماندند در سال 1099 م بیت المقدس را تسخیر کردند. بین سالهای 1099 تا 1250 میلادی شش جنگ صلیبی دیگر رخ داد ولی در هیچ یک از آنها صلیبیان موفقیتی به دست نیاورند.
سالشمار
1071 م
ترکان مسلمان سپاهیان مسیحی امپراتوری بیزانس را در «جنگ منزیکرت»، در ترکیه کنونی، شکست دادند. مسلمانان برای تسخیر مجدد سرزمین فلسطین به جنگ ادامه دادند و پیروز شدند. و مدتهای مدیدی بیت المقدس را در اختیار خود داشتند.
1095
در «کلرمون»، واقع در فرانسه، پاپ اورین دوم از مردان در خواست میکند تا سپاهی علیه ترکان مسلمان تشکیل دهند و شهر بیت المقدس (اورشلیم) را مجدداً تسخیر کنند.
آوریل 1096
یک راهب فرانسوی به نام پیتر هرمیت (پی یر معتکف) هزاران کشاورز را سازماندهی و فرماندهی کرد که بعدا به اسم سپاه صلیبی مردمی معروف شدند.
اگوست 1096
هنگامی که پیروان پیتر هرمیت که به اندازه کافی مجهز نبودند، به آسیای صغیر رسیدند از سوی ترکان مسلمان مورد هجوم قرار میگیرند. در همان سال، سپاهی از شوالیهها و اشراف بهعنوان اولین سپاه منظم صلیبی از «لوپویی» واقع در فرانسه، حرکت کردند.
ژوئن 1099
بعد از سفری خطرناک که حدود سه سال طول کشید، صلیبیان به نواحی اطراف بیت المقدس رسیدند.
ژوئیه 1099
بعد از محاصرهای کوتاه، صلیبیان بیت المقدس را تسخیر و اهالی شهر را قتل عام کردند. آنها مسلمانان و یهودیان را با هم کشتند. یهودیانی که در کنیسههای خود پناه گرفته بودند زنده زنده سوزانده شدند.
1119
صلیبیان شهرهای مسیحی نشین جدید در سرزمین مقدس بنا کردند. دو گروه شوالیه جدید به نامهای «تمپلار» و «هاسپتیالرز»، تشکیل داده شد. این شوالیهها در عین حال راهب نیز بودند. آنها در مقابل حمله مسلمانان، از مهاجران مسیحی که به سرزمین مقدس میآمدند، محافظت میکردند.
1142
مهاجران از مسیحیان در سرزمین مقدس مستقر میشوند. آنها شروع به ساخت «قصر شوالیه ها» در سوریه کردند. انبارهای زیرزمینی این قصرهای با شکوه ذخیره غذایی و سلاح را برای یک محاصره پنج ساله در خود جای میدادند.
49- 1147
دومین گروه صلیبیان، به فرماندهی لوئی هفتم ، پادشاه فرانسه و کنرادسوم، پادشاه آلمان، برای تسخیر بیت المقدس حرکت کردند. بعد از شکست در تسخیر شهر مسلمان نشین دمشق، دومین جنگ صلیبی تمام شد.
1181
صلاح الدین ایوبی جنگجوی مسلمان پادشاه مصر میشود. او فرمانده نظامی بسیار ورزیدهای بود که سپاه اسلام را متحد کرد.
1187
سپاه صلاح الدین نیروهای صلیبی را در «جنگ حطین» در هم کوبید. قصرها و پایگاههای صلیبیها یکی پس از دیگری به دست صلاح الدین افتاد. او بیت المقدس را مجدداً تسخیر کرد.
92- 1189
سومین گروه صلیبیان به رهبری فلیپ دوم، انگلستان، در مقابل صلاح الدین قرار میگیرند و جلوی پیشروی او را میگیرند، اما نمیتوانند بیت المقدس را اشغال کنند. یک قرارداد صلح که در ارصوف در ارض مقدس امضاء شد. تسلط صلیبیان را در طول سواحل تضمین کرد. به زائران اجازه داده شد تا از بیت المقدس (اورشلیم) دیدن کنند. ریچارد شیردل در راه بازگشت به انگلستان بهوسیله دوک لئوپلد، فرمانروای اتریش، دستگیر و زندانی میشود. لئوپلد در ازای آزادی او باج هنگفتی طلب میکند.
1204
سپاهی که رهسپار چهارمین جنگ صلیبی گردید، هرگز به ارض مقدس نرسید، و به جای آن به قسطنطنیه حمله کرد. قسطنطینه پایتخت امپراتوری مسیحی بیزانس بود. صلیبیان شهر را غارت کردند و اهالی شهر را از دم تیغ شمشیرها گذراندند.
1212
در این سال یک پسر بچه چوپان به نام استفهان، در نزدیکی «واندوم» در مرکز فرانسه، یک سپاه صلیبی از بچهها را به سمت بیت المقدس فرماندهی و راهنمایی کرد. او اعتقاد داشت که کودکان میتوانند به جای زور از عشق برای شکست دادن مسلمانان استفاده کنند ودر حدود 30000 کودک از شهر «مارسی» در جنوب فرانسه، عازم بیت المقدس شدند. تعداد زیادی از کودکان در مسیر سفر جان دادند و بعضی از آنها به عنوان برده فروخته شدند. نتیجه جنگ صلیبی کودکان فاجعه بود.
22-1217
پنجمین سپاه صلیبی در تسخیر مصر ناکام میماند.
29-1228
ششمین سپاه صلیبی، به رهبری امپراتور مقدس روم، فردریک دون، دوباره بیت المقدس را به عنوان بخشی از قرار داد موقت صلح با مسلمانان، اشغال میکند.
50- 1248
هفتمین سپاه صلیبی، به رهبری لوئی چهارم (سن لوئی) پادشاه فرانسه، به مصر حمله میکند. نتیجه این جنگ صلیبی که طی آن لوئی چهارم اسیر میگردد، فاجعه آمیز بود.
1291
مسلمانان شهر عکا، آخرین منطقه تحت نفوذ صلیبیان در ارض مقدس، را فتح میکنند. این پیروزی به جنگهای صلیبی پایان بخشید. صلیبیان با طعم زندگی مرفه و آسایش جدیدی که در سرزمین مقدس چشیده بودند از فلسطین به خانه هایشان در اروپا باز میگشتند.
آثار جنگهای صلیبی
لوت (عود)
شوالیههایی که از جنگهای صلیبی در خاور میانه باز میگشتند، ره آوردهای فراوانی را از سرزمینهای عربی با خود به اروپا آوردند که یکی از این ره آوردها ساز عود میباشد. موسیقی نواخته شده با ساز عود، در دبار پادشاهان قرون وسطی محبوبیت خاصی به دست آورد. آهنگهای عود روی سیمهای پنج جفتی سازعود نواخته میشد.
شکر و ادویه
در اروپای قرون وسطی، از عسل برای شیرین کردن غذاها و نوشیدنیها استفاده میکردند. صلیبیان نیشکر را به خانه بردند. قند و شکر به عنوان اشیاء گرانبها، در گنجینهها نگهداری شد و فقط در مناسبتهای مخصوص مورد استفاده قرار میگرفت. صلیبیان همچنین ادویه جاتی مثل فلفل سیاه، دانههای خشخاش (تخم خشخاش)، سیر و همچنین میوههای خشک شده و لیمو را با خود به اروپا بردند. دولت شهر و نیز، در شمال ایتالیا، در زمینه واردات مواد غذایی جالب توجه و جدید از خاورمیانه شکوفایی خاصی پیدا کرده بود.
بهداشت و طرز لباس پوشیدن
صلیبیان همچنین روی زندگی ثروتمندان قرون وسطی اثر گذاشتند. در گرمای سرزمین مقدس، صلیبیان لباسهای سبک تر و گشادتر پوشیدند و دمپایی به پا کردند. در آب و هوای داغ خاورمیانه سربازان مجبور بودند بیشتر خود را بشویند، که این کار با استفاده از صابونها و عطرهای محلی صورت میگرفت. هنگامی که آنها به خانههای خودشان در اروپا بازگشتند، عادت حمام کردن را ادامه دادند. آرایش موهای اروپایی هم از آرایش موهای مسلمانان تأثیر گرفت. اولین گروه صلیبیان موهای خود را کوتاه نگاه میداشتند تا کلاه خودهای خود را به راحتی بر سر بگذارند. صلیبیان بعدها به پیروی از شرقیان، موی خود را بلند میکردند و مجعد میساختند و آن را با حنا رنگ میکردند.
پارچههای بسیار زیبا
پارچههای زیبای بافته در سرزمینهای اسلامی، در اروپای قرون وسطی با استقبال عمومی روبه رو شد. پارچههای نخی نرم، مثل چیت و موصلی و تور بافته شده در غزه را، خانمهای اروپایی بهعنوان مقنعه یا روبند ازکلاههای زیبایشان میآویختند. حریر گلدار و خوشرنگ دمشقی، پارچه پر طرفدار دیگری بود که صلیبیان از خاورمیانه به ارمغان میبردند. مسلمانان فرشها و قالیچههای رنگی میبافتند که صلیبیان با خود به کشورشان میبردند.
قالیچههای ایرانی
بعد از جنگهای صلیبی فرشها و قالیچههای ایرانی کف اتاقها ورودی مبلهای خانههای قرون وسطی را پوشاند. پیش از آن برای پوشش کف اتاقها از بوریا استفاده میشد.
آلات موسیقی
بعد از جنگهای صلیبی، ترویدورها، نغمه سرایان دربار از پادشاهان اروپای قرون وسطی، آوازهای خود را با نوای ساز عود Lute همراه ساختند. این ساز دارای پنج رشته سیم بود و از سرزمینهای اسلامی به اروپا برده شد.
عینک
صنعتگران مسلمان اطلاعاتی را که درباره اعضای بدن انسان داشتند، با تخصص شیشه سازان ترکیب کردند وانواع عدسیهای طبی را برای عینک ساختند. صلیبیان از این تخصص برای ساخت عدسی استفاده کردند و در اوایل قرن چهاردهم، عینکهای مطالعه با عدسیهای محدب در یک کارخانه در ونیز ساخته شد.
سفر به بیت المقدس
نخستین گروه از جنگجویان صلیبی از راه خشکی به اسرائیل سفر کردند. آنها از مجارستان عبور کرده و مستقیم از میان قسطنطنیه گذشتند و بعد به ارض مقدس (سرزمین فلسطین) پا گذاشتند. کشتیهای آنها استحکام لازم را نداشت و قادر به سفر دریایی نبودند. اما بعدا جنگجویان صلیبی از راه دریا و از طریق مدیترانه به بیت المقدس سفر کردند.
سفر جنگجویان صلیبی
سفر به سرزمین مقدس، چه از راه دریا چه از راه خشکی، طولانی و مخاطره آمیز بود. اولین گروه از جنگجویان صلیبی بعد از 3 سال به بیت المقدس رسیدند.
دانشهای ایرانیان و اعراب
صلیبیان علوم اسلامی را در شمال اروپا منتشر ساختند علوم جدیدی را که صلیبیان با خود از شرق به اروپا بردند همه چیزرا از دریانوردی و فیزیک نور گرفته تا حسابداری و معماری، دستخوش تغییر ساخت. برای مثال، روش شمارش از 0 تا 9 (دستگاه دهدهی) که مسلمانان آن را از هندیان فرا گرفته بودند، در نتیجه جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت. بطور وسیعی مورد استفاده قرار گرفت.
جذام
نتایج جنگهای صلیبی همیشه پر سود نبود. بیماریهایی مانند جذام، مرضی که روی پوست و اعصاب بیمار اثر نامطلوب میگذارد، به علت جنگ و عدم رعایت بهداشت شیوع پیدا کرد. این بیماری شکل ظاهری بیمار را تغییر میداد و افراد جذامی در جوامع قرون وسطی از جامعه طرد میشدند. جذامیان فقط مجاز بودند در «جذامی خانه ها» که در خارج از دیوارهای شهرها قرار داشتند، سکونت کنند. هنگامیکه افراد جذامی میخواستند از یک «جذامی خانه» به «جذامی خانه» دیگری بروند، مجبور بودند که با خود زنگهایی را حمل کنند و مرتب آن را به صدا در آوردند تا بدینوسیله به دیگران اعلام خطر کنند که افراد مبتلا به جذام در حال عبور هستند
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 14:15 توسط جواد کلانی
|
همان گونه که می دانید مومیایی در مصر قدیم متداول بود. مومیایی به جسد مرده ای می گویند که به شیوه ای خاص از آن طوری نگه داری شود که هرگز نپوسد. وازه ی مومیایی از زبان عربی آمده است و معنایش: «جسدی است که به وسیله ی موم یا قیر نگه داری شده است». حال ببینیم چرا مصریان اجسام مردگان را مومیایی می کردند؟
علت آن بود که به اعتقاد آنان روح پس از مرگ مانند پرنده ای که صور آدمی دارد، روزها به پرواز در می آید. سپس شبانگاه از ترس شیاطین دست از پرواز کشیده، به قبر خود باز می گردد. حال برای آن که روح قبر خود را گم نکند باید بدن او را سالم نگاه داشت. زیرا اگر بدن بپوسد و از بین برود روح دیگر نمی تواند قبر خود را بشناسد. از این رو مصریان طریقه ای برای جلوگیری از پوسیدن بدن یافتند که همان مومیایی کردن مردگان بود.
در زمانی دورتر از 3000 سال پیش از میلاد، در مصر اجساد مردگان را در میان ریگ های داغ بیابان نگه داری می کردند. سپس قبرهایی از سنگ تراشیدند و بدن افراد مهم را در آن ها می نهادند. اهرام نیز در مصر تقریباً به همین منظور پدید آمدند. ولی نه اهرام و نه قبرهای سنگی هرگز به خشکی ریگ های بیابان نبودند تا بتوانند به خوبی اجساد را حفظ کنند. از این رو کوشش به عمل آمد و مصریان راهی به صنعت مومیایی گشودند.
شیوه ی مومیایی کردن این گونه بود: نخست مغز و شش ها و دستگاه گوارش را از بدن مرده بیرون می آوردند. آن ها را در کوزه ای معروف به "کانوپی" نهاده، بیرون از جسد مرده دفن می کردند. در مرحله ی دوم، جسد مرده را با نمک به حالتی شبیه به ماهی دودی در می آوردند. آنگاه این جسد را در معرض گرما و باد بیابان، قرار می دادند تا خوب خشک شود و دیگر هیچ رطوبتی در آن باقی نماند. سپس آن را خوب می شستند و با صمغ کاج، مومیائیش می کردند. بعد از این کارها جسد را در میان صدها متر پارچه ی کتانی خوب می پیچیدند. عمل مومیایی 70 روز طول می کشید! در ضمن نجارها هم دست به کار می شدند و جعبه های مخصوصی برای مومیایی می ساختند. جسد افراد مهم و ثروتمند را در میان جعبه های متعددی، یکی در میان دیگری می نهادند. صنعت گران نیز به نقاشی و تزئین روی جعبه ها می پرداختند و طرح و رنگ هاب بسیار گوناگونی بر روی آن ها می انداختند. دیوارهای مقبره نیز دارای نوشته ها و عکس هایی بود که همه شرح داستان زندگی آن مرده بود. آن گاه چیزهایی که برای او در زندگی خوشی و راحتی فراهم آورده بودند، همه را در کنارش قرار می دادند. با این کارها بود که مصریان می پنداشتند مرده برای زندگی پس از مرگ، کاملاً آماده و مجهز گردیده است.(( با تشکر از بیتس ))
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 10:20 توسط جواد کلانی
|
سلام.یکی از دوستان بهم امیل زدن گفتن:(( فضای وبلاگت خشک )) . منم فکر کردم گفتم یه مطلب غیر تاریخی بزارم بلکه از خشکی در بیاد. در اینجا آدرس سایتی رو برای شما می گزارم که ارزش زیادی داره و شما می تونین مسقیما از طریق آن حرم مطهر امام حسین را به صورت زنده مشاهده کنید. امیدوارم خوشتون بیاد و همچنین این دوست ما نظرشون عوض شه. http://jamkaran.net/fa/index.php?option=com_content&task=view&id=55&Itemid=54
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 17:30 توسط جواد کلانی
|
نمای گرافیکی از مقبره هالیکارناسوس
Mausoleum Halicarnassus
این مقبره واقع در بودروم (Bodrum) ترکیه که در زمانهای قدیم هالیکارناسوس نام داشت واقع بوده است. زمانی که پارسیان حکومت خود را تا بین النحرین، هند شمالی، سوریه، مصر و آسیای صغیر گسترش داده بودند، با توجه به وسعت مملکت، یک شاه بدون کمک حکام محلی قادر به سر و سامان دادن حکومت خود نبود.
سرزمین کاریا (Caria) واقع در غرب آسیای صغیر(ترکیه) به قدری از پایتخت دور بود که به نوعی مستقل و خودگردان به شمار می آمد. در طی سالهای 377 تا 353 قبل از میلاد، شاه ماسولوس Mausollos بر این منطقه حکومت میکرد و پایتخت خود را به هالیکارناسوس منتقل کرد. در زندگی این شاه هیچ نکته مهمی به غیر از بنا کردن مقبره خودش وجود ندارد. ایده این پروژه توسط همسر و خواهر شاه، آرتمیسیا به وجود آمد.این بنا در حدود سال 350 قبل از میلاد، سه سال پس از مرگ شاه و یک سال پس از مرگ آرتمیسیا، تکمیل شد.
به مدت 16 قرن، مقبره در شرایط خوبی برجا ماند تا یک زلزله موجب آسیب دیدن سقف و ستونهای آن شد. در اوایل قرن 15 میلادی، شوالیه های سنت جان St John از مالتا Malta، این ناحیه را اشغال کرده و از سنگهای مقبره برای ساختن یک قلعه نظامی استفاده کردند. این قلعه عظیم همچنان پابرجاست و سنگهای براق و مرمرهای مقبره در میان دیوارهای آن قابل تشخیص هستند. تعدادی از مجسمه های موجود در مقبره اکنون در British Museum لندن نگهداری میشوند.
شرح بنا
بقایای مقبره هالیکارناسوس در بودروم ترکیه
تحقیقات باستانشناسی و شرح مفصل و پر جزئیات مورخین باستانی تصویر روشنی از این مقبره به دست داده است. بنا دارای زیربنای چهارگوشی به ابعاد 30 در 40 متر بوده و جایگاه مخصوص سلطنتی پلکان دار که زوایای آن با مجسمه هایی تزئین شده بر روی آن قرار گرفته بوده است.اتاق آرامگاه و تابوت مرمرین با طلا تزئین شده و با ستونهای ایونیک محاصره شده بوده است. سقف هرمی شکل مزین به مجسمه های متعدد بر روی ردیف ستونها قرار داشته است. نوک این آرامگاه با مجسمه یک ارابه که توسط چهار اسب کشیده میشده، آراسته شده بوه است.
ارتفاع کلی این مقبره حدود 45 متر محاسبه شده که از این مقدار، 20 متر مربوط به جایگاه مخصوص، 12 متر برای ستونها، 7 متر سقف هرمی و 6 متر مربوط به مجسمه ارابه بوده است. زیبایی این مقبره نه تنها به خاطر خود بنا که به دلیل وجود مجسمه هایی است که طبقات مختلف آنرا آراسته اند. در میان این مجسمه ها دهها مجسمه در اندازه طبیعی و همچنین بسیار کوچکتر و بزرگتر، از انسان، شیر، اسب و حیوانات دیگر به چشم میخورد. چهار هنرمند برجسته دوران، بریاکسیس Bryaxis، لئوکارس Leochares، اسکوپاس Scopas و تیموتئوس Timotheus، چهار طرف این بنا را تزئین کرده اند. مقبره هالیکارناسوس به دلیل اینکه به خدایان یونان قدیم تقدیم نشده، جایگاه بسیار ویژه ای در تاریخ دارد. (( با تشکر از مجله فریا ))
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 17:26 توسط جواد کلانی
|

Hieroglyphs یا حروف تصویری در مصر باستان
با اختراع نوشتن بود که بشر به کمک آن توانست تاریخ به یادگار بگذارد و دانسته های خود را محفوظ نگاه دارد و پیشرفت کند.
اما نیاکان ما چگونه فن نوشتن را فرا گرفتند؟ حدود شش هزار سال قبل مردمی که سریعتر از همه، جاده تمدن را در می نوردیدند، ظاهرا سومری ها و مصری ها بودند که به ترتیب در بین النهرین (وادی بین دجله و فرات) و دره نیل به سر می بردند، این مردمان در کار ابداع فن نوشتن بودند.
شش هزار سال قبل دهقانهای مصری که مکلف بودند سبدی چند از فراورده غله خود را به تحصیلدار مالیاتی تحویل دهند، تصویر زمخت سبد را بر دیوار کلبه خود می کندند و کنار آن به تعداد سبدهایی که داده بودند علامت می گذاشتند.
بله، نخستین طرز نوشتن بدین صورت بود، یعنی نوشتن با عکس (شکل نگاری)، این شکل از نوشتن مصور آنقدر بود که تقریبا همه اقوام ابتدایی از آن استفاده می کردند.
مدتها پیش عده ای از سرخ پوستان امریکایی با پنج زورق و به رهبری سردار قبیله خود شاه ماهیگیران ظرف سه روز از دریاچه سوپریور عبود کردند و به سلامت پای به خشکی گذاشتند و چون می خواستند یاد این رویداد مهم جاوید بماند، تصویر یادگاری آن را بر دیواره یک صخره ، نقش کردند.
در اینجا تصویری که از روی آن کشیده شد، نقل می شود، ساختن یک تصویر زمخت، مثل تصویر افرادی که در زورق نشسته اند آسان بود، اما ترسیم یک اندیشه یا تصور، یا گذران سه روز بنظر دشوار می نمود.
از این جهت بود که سرخ پوستان نشانه ای را که برای خورشید داشتند با نشانه آسمان یکی کردند تا، بدین ترتیب بر مدتی که خورشید قوس آسمان را می پیماید (مفهوم نگاری) دلالت کند؛ یعنی مدت یک روز، آن گاه سه عدد از این علامت مرکب که پهلوی هم قرار گیرد، مفید معنی سه روز خواهد بود.
البته آن شاه ماهیگیران می خواست مردم بدانند که او رهبر بی چون و چرای قوم خو بود و توانست آنان را به ساحل سلامت سوق دهد، او به صورت پرنده ای که بر زورق اول نقش شده نمودار گردید و نقش سنگ پشت، که نزد سرخ پوستان امریکایی علامت زمین است ، نشان می دهد که سالم به خشکی پیاده شدند.

تصویر داستان شاه ماهیگیران
این نوع نوشتن، نوشتن ساده و مصور است که در آن تصویرها و علامتها با هم ترکیب می شود و اشیاء و نام افراد و تصورات ساده از قبیل روز، به خشکی پیاده شدن و ... را بیان می کند.
بیشتر اقوام ابتدایی از این مرحله قراتر نرفتند اما در انواع جدید نوشتن، گو اینکه با نوشتن مصور آغاز یافت، برای نمایاندن شکل اشیاء، دیگر از تصویر یاری نگرفتند.
بلکه به جای آن از نشانه های قراردادی استفاده کردند و به کمک این نشانه ها، کلمات با اصوات را، که از آنها کلمه ساخته می شود، نمایش می دادند (صورتنگاشت).
چینی ها و ژاپنی ها یک نوع نوشتن ابداع کرده بودند که بسیار پیچیده بود در این طرز نوشتن، هر کلمه با یک علامت یا با اتحاد چند علامت بسیط، نمایش داده می شود با این طرز نوشتن هر چیز را می توان بیان کرد.
اما فرا گرفتن آن خیلی دشوار است یا به نظر ما چنین می آید، زیر مجبوریم تعداد بسیار زیادی علامت حفظ کنیم. تعداد این علامات تقریبا معادل تعداد کلماتی است که در این زبان می توان بیان کرد.
نوشتن غربیها که به هیچ وجه با نوشتن چینی ها و ژاپنی ها شباهت ندارد، به کمک الفبایی مرکب از بیست و شش جرف با علامت انجام می گیرد و این علامات ترجمان کلمات نیست بلکه نمایشگر اصوات اصلی است که با به کار بردن آن اصوات کلمات را تلفظ می کنیم.
الفبای لاتین از رومی ها و الفبای رومی از یونانی ها گرفته شد. اینکه یونانی ها این الفبا را از کجا یاد گرفتند، به طور یقین نمی دانیم اما احتمال دارد از فنیقی ها گرفته و فنیقی ها هم به نوبه خود آن را از مصری ها قرض کرده اند.
اگر الفبای ما ریشه مصری داشته باشد قطعا مثل الفبای چینی و ژاپنی، ابتدا شکل مصور داشته، اما پیشرفت و تکمیل آن از طریق دیگری انجام یافته و راه جداگانه ای پیموده است. زیرا این علامتها شکل اشیا را نشان نمی داد بلکه صوتهای هجایی هر کلمه را که تلفظ می شد، نمایان می ساخت.
اما چون اصوات هجایی، فوق العاده زیاد است در این طرز نوشتن هم ناچار علامتهای بسیار زیادی وجود داشت که باید همه را به خاطر سپرد.
با این اوصاف به مرور زمان، تعدادی علامت جداگانه ابداع شد که کار آنها نمایاندن صوتهای هجایی نبود بلکه صوتهای اصلی را نمایش می داد و این صوتها همانها است که وقتی با هم ترکیب می شود صوتهای هجایی را می سازد.
سود مهم این ابداع این بود که هر کس به کمک چندین علامت مختصر (بیست و شش علامت در الفبای انگلیسی) و ترکیب درست این علامتها می تواند صدای هر هجا و صدای هر کلمه را نمایش دهد.
پس از اختراع فن نوشتن
انسان شروع کرد به نگهداری سوابق، مکتوب کارها و اندیشه های خود. اوایل، این قسمت نوشتها خیلی اندک بود اما رفته رفته که فن نوشتن نشر یافت و صورتی درست تر و سنجیده تر پیدا کرد، یادگارهای مکتوب کاملتر و مفصلتر شد.
تا به امروز که در تمام کشورهای متمدن می بینیم کتابخانه ها و بناهای ملی و خانه های خصوصی مملو از انوع و اقسام یادگارها و سوابق چاپی و خطی (دست نویس) شده است.
بدون این آثار و سوابق تاریخ بشر ناچار صورتی پیدا می کرد غیر از آنچه در واقع می بود و ما نیز صرف نظر از چهره واقعی تاریخ، درباره گذشته بشر آگاهی مختصری می داشتیم.
پس اختراع فنی نوشتن از مهمترین رویدادهای تاریخ بود، زیرا نخست فن نوشتن روش ما را در آموختن تاریخ بهتر کرد و دوم راه ها و خط سیر وقایع تاریخ را تغییر داد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 16:56 توسط جواد کلانی
|
اهرام مصر :
عهد دودمان سوم مصر معمار نابغه ای به نام ایم حوتپ Imhotep برای فرعون مصر، زوسر «جوزر» (حدود ٢٦٤٩ - ٢٦٦٣ ق م) مجتمع عظیمی در سقاره، و گورستان گروهی نزدیک تختگاه مصر؛ ممفیس می سازد. افزون بر این، هرمی پله پله از سنگ بنا ساخت م مرقد و تأسیسات جانبی دیگری در اطراف هرم بدان افزود. هرم عظیم زوسر که به منظور حفاظت از جسد فرعون مصر بنا گردید؛ کهن ترین اثر معماری باقی مانده از مصر باستان است. این معماری خود الگویی گشت تا آیندگان به تقلید و تبعیت از آن، دست به کار ساختمانی عظیمی بزنند که یکی از عجایب هفتگانه جهان شناخته شود.
معماری پادشاهی کهن، اهداف و انگیزه های آن دست مایه ای گردید تا مورخان و باستان شناسان بر این دوره پانصدساله و شرایط و اوضاع اجتماعی آن را بر مبنای بناهایی که به هر صورت از سنگ آهک و گرانیت در مقیاس بزرگ برای ساختن ساختمان ها در مقبره ها به کار می رفت، شناسایی کنند.
جالب اینکه در این دوره ، معابدی شبیه آنچه در دودمان یکم و دوم
پادشاهی متداول بود، به ندرت ساخته می شد .
به طوریکه اشاره شد، در پایان دودمان سوم پادشاهی، ساختن اهرام آغاز و به تدریج گسترش پیدا کرد. اما کمال حشمت این معماری تنها مدیون دودمان چهارم پادشاهی است که در آن عهد احداث چنین آرامگاه های پادشاهی با عظمت و پرشکوه، رونقی فراوان یافت.
ساخت اهرام مهمترین و اصلی ترین سازندگی این دوره را تشکیل می دهد؛ این معماری بدیع خود موجد تحولی شگرف گردید و تمدن و فرهنگ فراعنه به یک شکوفایی بی نظیر دست یافت؛ به گونه ای که مشعل هدایتی برای صنعتگران مصری برای یک دوره سه هزار ساله بعدی شد. اهرام مصر نمایانگر اوج دستاوردهای فنی، معماری، طراحی و تزیینات است که تنها در سایه یک سازمانبندی منظم، استادکارانی بی نظیر و هنرمندانی با انگیزه های قوی، و مهم تر از همه امنیت کافی و ثروتی کلان امکان پذیر بود. دوره دودمان چهارم پادشاهی اندکی افزون بر یک سده دوام آورد (٢٤٩٨-٢٦١٣پ م) و شش پادشاه از این دودمان بر مصر فرمانروایی کردند.
هرم غول پیكر مصر از قدیمی ترین عجایب هفتگانه است البته این تنها بنایی است كه در میان عجایب هفتگانه تا به امروز باقی مانده است.
زمانی كه این هرم ساخته شد بلندترین ساختمان جهان در آن زمان محسوب می شدواین رتبه را تا ٤٠٠٠ سال حفظ كرد.
پادشاهان مصر باستان را فراعنه می نامیدند.یكی از این پادشاهان خفو بود. در حدود ٢٥٨٠سال قبل از میلاد مسیح این هرم بزرگ را برای محل دفن یاهمان آرامگاه فرعون ساخته اند.
خفو همان فرمانروایی است كه یونانی ها اوراخئوپس می نامیدند.
وپس از مدتی پسر ونوه ی خفو نیز برای خود هرم هایی را ساختند البته در اطراف ودر مجاورت این سه هرم چند هرم كوچك نیز بنا شده اند كه این هرم ها مطعلق به درباریان وملكه ها بوده است.
مصریان باستان اعتقاد داشته اند كه انسان پس از مرگ دوباره زنده می شود وبه همین خاطر در اطراف جسد مومیایی شده ی مردگان خود موادغذایی ووسایل دفایی و... رابه همراه آن ها دفن می كردن واهرام مصر نیز برای حفاظت ازجسد خفو و فراعنه ی دیگر ساخته شده است.
اهرام مصر از سه هرم بزرگ تشكیل شده است كه دركنار آنها هرم های كوچكی نیز وجود دارند.وقتی ما اهرام مصر را از نزدیك می بینیم هرم وسطی از همه بزرگتر به نظر می رسد ولی این اشتباه است زیرا كه هرم وسط چون روی زمین مرتفع تری بنا شده است بزرگ تر به نظر می رسد.ولی در اصل هرم خفو كه سمت چپ هرم وسط قراردارد از همه بزرگتر است .
هرم ها درگورستانی قدیمی در جیزه واقع شده اند. گروهی از باستان شناسان عقیده دارند كه ٠٠٠/١٠٠ كارگر به مدت بیست وسه سال كاركردند ودر این هرم بیش از دوملیون نیم سنگ به كار رفته كه وزن آن ها از٥/ ٢تن تا چهل تن وزن دارد را بنا كرده اند. یكی از طریقه هایی كه احتمال دارد مصریان باستان سنگ های غول پیكر را حمل می كردند شیوه ی غلطاندن و بلند كردن است
یكی از دانشمندان اتریشی به نام آقای پروفسر دكتر اسكارریدل برای این معما راه حلی پیشنهاد كرده است او می گوید كه مصریان برای حمل این سنگ ها دور هم جمع می شدند و با نیروی خود و به وسی له ی اهرم هایی این سنگ ها را می غلتاندندودر این باره نظر های بسیاری وجود دارد بعضی از باستان شناسان عقیده دارند كه این سنگ ها را با استفاده از سطوح شیبدار ماسه ای به بالای هرم ها می بردند.
وعده ای از باستان شناسان عقیده دارند كه مصریان از داروهای نیروزای قوی استفاده می كردند وبه وسیله ی آنها این سنگ ها را به بالا می بردند.
اهرام مصر از هر نظر چه از نظر معماری وموقعیت جغرافیایی در محل مناسبی قرار دارد.
-هرم به گونه ای ساخته شده است كه به چهار جهت اصلی مشرف است.
-خط مداری كه از روی جیزه می گذرد دقیقا خشكی ها وآب های روی كره ی زمین را دقیقا نصف می كندوهرم در چنین نقطه ای از نصف النهار ساخته شده است.
-فاصله ی میان مركز زمین تا هرم كاملا برابر است.
-اندازه ی سطحی چهارجانبی حرم دقیقا برابراست با ارتفاع هرم.
-نوك هرم بزرگ دقیقا شمال واطرافش نیز طول استوا را تمثیل می نمایند.
تمامی این محاسبات بیان گر آن است كه اهرام مصر با اندازگیری های دقیق ریاضی ونجومی همراه است كه نشان می دهد درآن زمان مصریان از نظر معماری بسیار پیشرفته بوده اند .
سنگ هایی كه دراین هرم به كار رفته است از خود كشور مصر گرفته نشده اند وطبق نظر بعضی از كارشناسان وباستان شناسان سنگ ها به مدت ده سال توسط كارگران حمل می شده است وبعد از ده سال تازه به محل بنای اهرام مصر آورده شدند هنوز هیچ كس نمی داند كه این سنگ ها مطعلق به چه كشوری است و یا مهندس یا معمار اهرام مصر چه كسی بوده است واز چه شیوه ای استفاده شده است.
نكته ای كه باید دراینجا به آن اشاره كرد این است كه كارگران اهرام مصربر اثاث یاداشت های هردوت گویا درعرض بیست سال متمادی حدود صد هزار كارگر در ساخت اهرام مشغول بودند. جالب اینكه هر
كارگر روزانه به اندازه ی یكصد گرم پیاز مصرف می كرده اند با این حساب مشخص می گردد كه هر روز برای تامین غذای یكصدهزار كارگر معادل ده هزار كیلو پیاز نیاز بوده است. این رقم در ده روز به یكصد هزار كیلو می رسد.
(یكصدتن )ومسلما در ماه نیز به سیصد تن می رسد . بااین محاسبه مشخص است كه درعرض شش ماه كار متوالی حدود هزاروهشتصدتن پیاز مصرف شده است.
باتوجه به آن كه درآن زمان پیاز ها را با چه زحمات وسختی ای از اقصی نقاط جهان وارد مصر می كردند البته ما باید نیاز خود مردم مصر رانیز به این میزان بیفزاییم. اساس ارزیابی متر مكعب به اندازه ی فاصله ی میان خورشید وآلفا قنطوریس بوده واگر میزان گازهای حاصل از مصرف پیاز را كه مردمان آن زمان دفع می كردند حساب كنیم به اندازه ی میزان پارگی به اندازه ی از بین رفتن لایه ی ازن اطراف كره ی زمین است.
مجسمه ی ابولهل :
یكی از آثار بسیار زیبایی كه در روبه روی هرم بزرگ قرار دارد مجسمه ی ابولهل است این مجسمه از لحاظ معماری بسیار زیبا می باشد و طبق مدارك به دست آمده این مجسمه وظیفه ی محافظت از اهرام مصر وقبر خفو را دارد.
فرعون به خاك سپرده می شود :
مصریان قدیم می پنداشتند كه وقتی كسی می میرد باید از بدن او نگهداری كرد تا روحش بتواند به زندگی پس از مرگ ادامه دهد. ازهمین رو اندام های داخلی بدن مردگان مانند قلب وكلیه و كبدو... را از بدن خارج می كردند وآن را با روشی مخصوص به نمك آغشته می كردند. سپس بدن را با پارچه های كتانی نوار پیچ می كردند بدین ترتیب بدن مرده مومیایی می شد. عاقبت شده به همراه لباس و غذا و وسایل دفایی مورد نیاز او به خاك سپرده می شود.یال هرم خفو ٢٣٠متراست ومساحت قاعده ی آن بزرگتر از مساحت نه زمین فوتبال است.
بعد از كشف جسد خفو در زیر هرم او یك كشتی پیدا شد كه برای رد شدن خفو از رود نیل قرارداده شده بود.
بعد از خفو نیز فراعنه ای روی كار آمدند مانند: منقرع (نوه ی خفو).خفرع (پسرخفو)كفرع (پسرخفو).
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 17:18 توسط جواد کلانی
|
نزد ایرانیان فرش یکی از جلوههای منحصر به فرد به شمار میرود. شماری از فرشهای دست بافت ایرانی، درزمرهی برجسته ترین آثار هنری آفریده شده به دست بشر هستند. امروزه علیرغم بازار رقابت شدید، مشغلههای دنیای جدید و دغدغههای جهان صنعتی، چه در ایران و چه در خارج از ایران، نام ایران با نام فرش گره خورده است. خانهی یک ایرانی بدون فرش، خانهای بی روح و خالی جلوه میکند و این نمونهای کم نظیر و پیوند یک قوم با هنر ملی خود است. این نوشته بر آن است تا مختصری از تاریخچه فرش در ایران را مرور کند و شماری از آثار برجسته و ماندگار فرش ایران را معرفی کند.
تاریخ شروع بافت فرش، به درستی معلوم نیست و ضمناً مشخص نیست که بافت فرش از کدام منطقه شروع شد. قدرمسلم این است که ایرانیان از جمله اولین اقوامی هستند که بافت فرش را شروع کرده اند. در واقع تبحر منحصر به فرد ایرانیان امروز، در امر فرش بافی دستاورد بیش از 2500 سال تلاش و تجربه در این زمبنه است. ردیابی تاریخ فرش در ایران، به مثابه مطالعه ی مسیر رشد و بالندگی فنی یکی از بزرگترین تمدنهای جهان است.
شواهد حاکی از آن است که فرش برای مقاصد صرفا کاربردی نظیر حفاظت خانه ی روستاییان از سرما و نم به وجود آمد و کم کم راه خود را به عنوان یک اثر زینتی و نشانه ای از تحول در خانه های اشراف و اعیان باز کرد. اولین نشانه های کاربرد فرش به عنوان یک اثر زیستی مربوط به حدود 800 سال قبل از میلاد مسیح می باشد.
دوره ی شکوفایی هنر فرشبافی در ایران، مقارن حکومت صفویان (حدود قرن 15 و 16 میلادی ) و به خصوص دوران شاه طهماسب و شاه عباس می باشد. فرشهای بسیار نفیس و ارزشمندی از این دوران در موزه های سراسر جهان بیادگار مانده است. تحول عمده ی صنعت فرشبافی در قرون چهاردهم و پانزدهم میلادی در ایران و ترکیه آغاز شد و سپس دامنه ی آن در قرن شانزدهم به هند و در قرن هفدهم میلادی به چین رسید. در آمریکای شمالی برای اولین بار فرش دست بافت در سال 1861 در نمایشگاهی در فیلادلفیا در معرض دید عموم قرار گرفت. تأثیر این نمایشگاه در مردم به اندازه ای بود که یک تاجر آمریکایی تمام فرش های نمایشگاه را خرید و اوّلین خرده فروشی فرش را در آمریکای شمالی راه اندازی کرد.
قدیمی ترین فرش جهان
|
فرش اردبیل، معروفترین فرش جهان، موزه ویکتوریا |
به نظر می رسد که قدیمی ترین فرش موجود در جهان، فرشی باشد که در سال 1949 توسط باستان شناسان اتحاد جماهیر شوروی سابق در سیبری و در نزدیکی مغولستان کشف شد. این فرش حدود 2500 سال در زیر یخ مدفون بود و بهمین دلیل به نحو حیرت انگیزی از تخریب در امان مانده است.
بسیاری از باستان شناسان بر این عقیده اند که محل بافت این فرش در ایران بوده است، گرچه تردیدهایی نیز در این مورد وجود دارد. این فرش در ابعاد 1.5x1.8 متر مربع می باشد و با گره های موسم به گره ترکی بافته شده است.
طرح فرش شامل تکرار نقش هایی در وسط، همچون موزاییک است که با نقش های اسب، آدم و گوزن در حاشیه تزیین شده است. این فرش دارای حدود 29 گره در هر سانتی متر مربع است. از فن آوری پیشرفته ای که در بافت این فرش بکار گرفته شده، می توان نتیجه گرفت که صنعت فرش بافی یرای مدت زمان قابل توجهی قبل از تاریخ بافت این فرش، رایج بوده و رشد و نمو یافته است.
نمونه های نفیس فرش
|
فرش عجایب، بزرگ ترین فرش جهان |
کارشناسان عقیده دارند که تعداد شش یا هفت فرش دست بافت موجود در جهان، از دید هنری و تکنیکی دارای ارزش بسیار زیادی هستند. از جمله ی این فرش ها می توان به فرشی که زینت بخش کاخ پادشاهی دانمارک است اشاره کرد، که مراسم تاج گذاری پادشاهان دانمارک، بر روی آن انجام می شود. تمام نقش های این فرش بر روی تار و پودی از طلا بافته شده اند. فرش بسیار نفیس دیگری که در موزه ی وین نگاهداری می شود، فرش شکار نامیده می شود. این فرش ریز بافت ترین قالی موجود است که دارای حدود 125 گره در هر سانتی متر مربع است.
شاید معروف ترین فرش جهان، فرش اردبیل، باشد که در موزه ویکتوریا و آلبرت در شهر لندن نگاهداری می شود. این فرش ازاین جهت بسیار مشهوراست که از روی آن نسخه برداری های بسیار متعددی انجام شده است، به طوری که امروزه در بسیاری از منازل، فرش هایی با طرح فرش اردبیل دیده می شود. به طور مثال نمونه ی نسخه برداری شده از این فرش در منزل نخست وزیر انگلیس (10 Downing street ) وجود دارد و آدولف هیتلر نیز نمونه ای از آن را در دفتر کار خود در برلین داشت. این فرش و جفت آن که در موزه ای در لس آنجلس نگهداری می شود، در دوران شاه طهماسب صفوی، بافته شده اند (حدود سال 1540 میلادی). فرش اردبیل توسط هنرمندی بنام مسدوک کاشانی، برای پوشش صحن آرامگاهی در شهر اردبیل بافته شده است . از قطعات یکی از این فرش ها برای مرمت دیگری استفاده شده است . به همین جهت، نسخه موجود در شهر لندن نمونه کامل تری می باشد. این فرش دارای تقارن مرکزی بوده و دقّت به کار رفته در بافت، آن را در زمره ی یکی از بی نظیرترین آثار هنری در آورده است. این اثر منحصر به فرد دارای حدود 50 گره در هر سانتی متر مربع است و در زمره فرش هایی است که به نام ترنجی خوانده می شوند. در هر طرف قسمت میانی این فرش یک چراغ بافته شده، که یک چراغ کوچک تر از دیگری است. بافنده این فرش در نظر داشته، که فرش اردبیل در صحن یک آرامگاه استفاده می شود، به همین جهت چراغی را که در طرفی که عموم مردم در آن می نشسته اند کوچکتر بافته است و کسی که بر روی این فرش نشسته است، ابعاد دو چراغ را هماهنگ می بیند.
شواهد حاکی از آن است که این فرش ها از آرامگاه شیخ صفی الدّین اردبیلی و شاه اسماعیل صفوی به موزه های مذکور انتقال داده شده اند. فرش اردبیل دارای ابعاد 11.52x5.34 متر مربع بوده و از ریز بافت ترین فرشهای به جا مانده از دوره ی صفوی به شمار می روند.
بزرگ ترین فرش جهان
حسن ختام نوشته حاضر، مرور کوتاهی خواهد بود بر بزرگ ترین فرش موجود در جهان. این فرش در زمره ی نفیس ترین فرش های موجود در دنیا است و به نام فرش عجایب (The carpet of wonder) نامیده می شود. فرش عجایب دارای ابعاد 60.9x70.5 متر مربع است که مساحتی بالغ بر4347 متر مربع را می پوشاند (مساحت فرش اردبیل که فرش بزرگی محسوب می شود حدود 5/61 مترمربع می باشد). تعداد گره های این فرش حدود 35 گره در هر سانتی متر مربع است.
تصویر فرش عجایب نشان می دهد که قسمت مرکزی این فرش براساس طرح داخلی سقف مسجد شیخ لطف الله، در اصفهان بافته شده است. سقف مسجد شیخ لطف الله (که در سال 1603 به دستور شاه عباس صفوی ساخته شده است) یکی از برجسته ترین تجلی های هنر ایرانی – اسلامی به شمار می رود. یکی از پیچیده ترین عملیات مربوط به این فرش، پیاده کردن حجم خمیده ی سقف مسجد بر روی سطح دو بعدی فرش بوده است. در سقف مسجد نقش های شعاع های خارج شده از قسمت میانی سقف دارای ابعاد مساوی هستند . جهت القا حالت این سقف بر روی نقش فرش، ابعاد نقشها به نسبت شعاع از مرکز افزایش پیدا می کند. به این ترتیب تصویر نقش روی فرش عینا مشابه تصویری است که بیننده ای که از پایین به سقف مسجد نگاه می کند، می بیند . این کار دارای چنان پیچیدگی بود، که شرکت فرش ایران (بافندة فرش) حقوق مادّی این عملیات را به نام خود ثبت کرده است.
بافت فرش عجایب از سال 1996 آغاز شد و بعد از سه سال به پایان رسید. مساحت 4347 متر مربعی فرش عجایب توسط حدود 7/1 میلیارد گره ایجاد شده است.جهت بافت فرش، شرکت فرش ایران 600 کارگر شامل 500 بافنده را برای مدت سه سال به کار گمارد. این گروه موفق شد بافت فرش را با صرف حدود 12 میلیون نفر ساعت بپایان ببرد. وزن این فرش حدود 22 تن است و در حال حاضر زینت بخش صحن اصلی بزرگ ترین مسجد جهان در شهر مسقط پایتخت عمان می باشد. (( با تشکر از دوست خوبم آقای علی ناصریمقدم ))
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 17:12 توسط جواد کلانی
|
سلام.من سعی دارم از این به بعد اکثرا در مورد مصر باستان مطالب بگذارم. ولی اگه مطالب دیگری هم بود که جالب بود رو برایتان می زارم. یه سری از دوستان از من درخواست یه سری از مطالب کردن که چون مربوط به کشور مصر نمی شود.از قرار دادن آن مطالب در وبلاگ خودداری کردم. ولی به صورت خصوصی برایشان فرستادم.لذا از شما درخواست دارم که درخواست هایتان را برایمان به 2 صورت:۱- اعلام در قسمت نظرات۲-اعلام از طریق Email:
javadkalani@Egypt.com به بنده ارسال نمایید. در این صورت اگر ارزش فرار دادن در وبلاگ را داشت برای مشاهده عمومی در وبلاگ قرار می دهم وگرنه برایشان امیل خواهم کرد. از شما متشکریم
+
نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 18:53 توسط جواد کلانی
|
.jpg)
دولت مصر تصويب كرد كه سه ميليارد دلار براي بازسازي مساجد تاريخي و باستاني اين كشور اختصاص يابد.
به گزارش سايت محيط، قرار است تمامي بازسازيها زير نظر مستقيم كارشناسان ميراث باستاني انجام شود.
يكي از مهمترين اين مساجد مسجد عمرو بن عاص است كه در زميني به مساحت 50 هكتار ساخته شده و قدمت آن به سال 672 ميلادي باز ميگردد.
همچنين قرار است در همين راستا حرم حضرت زينب (س) و دانشگاه الازهر نيز بازسازي شوند. دانشگاه الازهر مصر در سال 970 ميلادي ساخته شده و معماري آن از معماري دوران فاطمين الهام گرفته است. اين مكان از دو روردي بسيار قديمي تشكيل شده كه يكي به دستور سلطان قايتاباي و ديگري به دستور سلطان الگوري در سال 1510 ميلادي ساخته شدهاند. اين دانشگاه يك بار در سال 1994 بازسازي كامل شد كه توسط حسني مبارك رئيس جمهور مصر در سال 1997 طي مراسمي بازگشايي شد.
از ديگر مساجد مهمي كه قرار است توسط وزارت فرهنگ مصر بازسازي شود، مسجد و مدرسه سلطان در قاهره است كه در سال 1356 ميلادي توسط سلطان حسن بن محمد بن قلاوون ساخته شده است. اين مسجد در منطقه باستاني و قديمي ميدان القلعه قرار دارد. اين مسجد يكي از مهمترين مساجد باستاني و تاريخي اسلامي به حساب ميآيد كه از معماري منحصر به فردي نيز بهره ميبرد.
مسجد الرفاعي كه مقابل مسجد سلطان قرار دارد نيز از ديگر مساجدي است كه توسط دولت مصر ترميم خواهد شد. اين مسجد توسط خوشيار هانم پدر الخديوي اسماعيل در سال 1869 در زميني به مساحت يكهزار و 767 متر ساخته شده است. اين مسجد در سال 1912 توسط خديوي عباس بازسازي شد.
دولت مصر همچنين قصد دارد مسجد و بارگاههاي خوشيار هانم و خديوي اسماعيل و فرزاندانش، پادشاهان مصر و خاندانهاي سلطنتي را نيز بازسازي كند.
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 10:32 توسط جواد کلانی
|

گزارش خبرگزاري رويترز يكي از باستانشناسان ارشد مصر روز دوشنبه اعلام كرد مقامات مصري در كاوشهاي زير آب خود به شهر رومي رسيدهاند كه در زير درياي مديترانه غرق شده بود.
این باستانشناسان ارشد مصري که زاهي هواس نام دارد در گزارش خود اعلام كرد كه گروه باستانشناسي بقاياي يك شهر رومي را در 35 كيلومتري شرق كانال سوئز در ساحل شمالي مصر پيدا كرده اند.
وي افزود: «باستانشناسان ساختمانها، حمامها، بقاياي يك قلعه رومي، سكههاي قديمي، گلدانهاي برنزي و قطعات سفالي كه تاريخ آن به عصر روم باستان برميگردد، پيدا كردهاند. دوران حاكميت روميها از سال 30 قبل از ميلاد تا سال 337 بعد از ميلاد به طول انجاميده است. گروه حفاري همچنين چهار پل را پيدا كردند كه متعلق به يك قصر زير آب رفته بوده است كه بخشهايي از آن در سال 1910 در سواحل مديترانه كشف شده بود.
اين گزارش بيانگر اين مطلب است كه شواهد نشان ميدهد كه بخشهايي از بقاياي اين بنا در ساحل بوده و قسمتهايي از آن به زير آب رفته است. اين منطقه در دوران روميها مرز شرقي مصر محسوب ميشده است.
باستانشناسان مصري اکنون قصد دارند تا بقاياي این شهر باستاني رومي را از زیر آب بیرون بیاورند.
((با تشکر از خانم : لادن م. صادقیون ))
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 10:28 توسط جواد کلانی
|

گروه بينالمللــ وزارت فرهنگ و نمايندگي شورای عالی آثار باستاني مصر در شهر اقصر پروژه عظيمي را آغاز کردهاند كه بر اساس آن معبد آمنهوتپ سوم واقع در كرانه غربي شهر اقصر و مجسمههاي عظيم واقه در آن بازسازي و احيانا جابهجا خواهند شد.
به گزارش روزنامه البيان، بالا آمدن آب در زمينها و مزارع اطراف معبد باعث شده زيانهاي بسياري به اين آثار وارد شود. قرار است در اين بازسازي گروهي از باستانشناسان آلماني فعال در شورای عالی آثار باستاني مصر كه از سال 1995 اقدام به حفاري و ترميم قسمتهايي از اين مكان كرده بودند نيز همكاري داشته باشند.
دكتر سمير فرج معاون شورای عالی آثار باستاني مصر تدابير تازهاي اتخاذ كرده تا بر اساس آن 85 زمين زراعي، كشاورزي و بازار اطراف معبد تعطيل و به مشاغل و امكانات ديگر تبديل شود.
دكتر علي الاصغر مدير عامل آثار باستاني كرانه غربي شهر اقصر در اين باره گفت: «هيات باستانشناسي آلماني كليه مكانهاي حفاري شده در اين مكان را كه دمورگان حفاري آنها را در پايان قرن نوزدهم آغاز كرده بود بازسازي و پر خواهد كرد. بسياري از اين حفاريها بدون اسلوبي صحيح و علمي انجام شده است.»
او در ادامه افزود: «اكتشافاتي كه تاكنون به انجام رسيده همگي به ما کمک کردهاند. ما بايد تمام سعي و تلاش خود را براي حفظ و نگهداري آثار مكشوفه به كار گيريم. اين معبد از ارزش تاريخي و باستاني بسيار بالايي برخوردار است. در اين معبد پنج مجسمه از الاهههاي مصر باستان كشف شده كه تمامي آنها سياه شدهاند. بقاياي يك معبد سوم و يك مجسمه ديگر نيز در اين مكان كشف شده است.»
او همچنين گفت: «تا پايان فصل كنوني تعدادي مجسمه منحصر به فرد كشف شد كه مربوط به فارسيان رود الباستر بوده است. اين مجسمهها در گذشته در اين معبد بودهاند. اكنون ما در حال گردآوري آنها هستيم و قصد داريم اجزا و عناصر معماري آن را ضمن گردآوري بازسازي كنيم.»
او در اين باره افزود: «از مهمترين آثار كشف شده در اين مكان، كشف مجسمههاي بسيار مجلل و مستحكمي است كه بر اثر بالا آمدن آب آسيبهايي ديده است. بالا آمدن آب همچنين باعث شده عمليات اكتشاف ما با مشكل مواجه شود. كارشناسان ما اكنون در حال مطالعه روي چگونگي كاستن از صدمات ناشي از بالا آمدن آب هستند كه در همين راستا از هواكشهاي ويژهاي نيز استفاده كردهاند و برخي از آثار باستاني را از اين جا منتقل كرده تا بعد از بازسازي به جايگاه اصليشان در معبد منتقل كنند.»
در گذشته معبد آمنهوتپ سوم به نام كرنك كرانه غربي خوانده ميشد. بعدها نام واديالحيتان به آن داده شد كه اين به زمان كشف مجسمههايي از حيوانات، اسبهاي آبي و در همان زمان ظهور تمساحها از درون رود در پي طغيان رودخانه نيل باز ميگردد. وادي الحيتان اسم تحريف شدهاي از وادي الحكان است كه به سنگ ماسهاي مجاور آن مكان باز ميگردد. زنهاي منطقه در گذشته به روي اين سنگ ميرفته و پاهاي خود را در آنجا ميشستهاند.
آمنهوتپ سومين پادشاه ثروتمند امپراطوري مصر باستان بوده كه در 1374 تا 1411 قبل از ميلاد مسيح بر اين سرزمين حكومت میکرد. معبد او در اين مكان در حدود پنج هزار متر مربع وسعت دارد و تا جنوب شهر اقصر ادامه پیدا میکند. اين مكان مشتمل بر معابد و كاخهاي متعدد است كه از معروفترين آنها ميتوان كاخ ملقطه را نام برد.
در اين مكان مجسمههاي بسيار مستحكم به اضافه تعدادي از مجسمههاي عظيم ديگر، بقاياي خانههاي ويلايي عظيم كه از معماري ويژهاي به نام بيلون اول كه براي ساخت آن از نوعي شير استفاده شده، بهرهمند است.
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 21:42 توسط جواد کلانی
|

نسترن احمدي: سال گذشته سال پرباري براي باستان شناسان بوده و آنان را به کشفيات بسياري رساند. در سال پيش مصريان شانس آن را داشتند که بيشتر با اجداد و پدران خود آشنا شوند. کشف مجسمه هاي قديمي و موميايي ها حتي رازهاي بسياري از کودکان دوران باستان را بر همگان آشکار کرد. مطالعات و ترميم ها روي آثار باستاني و اهرام پيوند فن آوري روز با عهد باستان را بيش از پيش نشان مي دهد. البته در ميان آثار باستاني مصر از تشويش هم به دور نبودند، اين پرباري سارقان را هم بي نصيب نگذاشت. کشفيات، بازسازي ها، برپايي موزه و بازگرداني آثار همگي نشان از آن دارد که پارسال پرمشغله اي برا يباستان شناسان بود.
کشفيات
كاوش باستانشناسان مصري و آلماني در معبد منحتب سوم در مصر، به کشف 23 مجسمه جديد از الهه جنگ در اين كشور منجر شد. اين مجسمهها شكل زن نشستهاي است كه بر روي سر و انتهاي آنها دو قطره به هم متصل را نشان ميدهد كه نشان از اتحاد شمال و جنوب مصر است و در دست راستش كليد رود نيل را نيز گرفته است.
تمامي آنها متعلق به هجدهمين خانواده از سلسله فراعنه مصر باستان است.
الهه جنگ در حقيقت رمز قدرت، عظمت و كمكرسان پادشاه در جنگهايش بوده است. اضافه بر اين الهه جنگ قدرت شفابخشي به زخميان را در اعتقادات مصريان باستان داشته است.
معبد آفتاب يكي از قديميترين معابد باستاني مصريان نيز در منطقه عينالشمس قاهره كشف شد. کف اين معبد از جنس سنگ خاراي قرمز رنگ است و باستانشناسان موفق شدهاند در آن مجسمه رامسس دوم را نيز كشف كنند.
معبد آفتاب از مهمترين معابد مصر محسوب ميشود زيرا پيش از اين معبدي به اين مهمي در مصر كشف نشده بود. اين معبد ميتواند به سئوالاتي بسياري درباره قدمت مذهب ميترائيسم در مصر پاسخ دهد.مجسمه رامسس دوم وزني بين چهار تا پنج تن دارد و تا حدودي بايد قسمتهايي از آن بازسازي و ترميم شود.
سال پيش بزرگترين مقبره باستاني از سال 1922 تا كنون توسط باستانشناسان آمريکايي كشف شد. اين مقبره باستاني در منطقه الملوك در شهر اقصر كشف شده كه در آن جسدهاي موميايي شده منحصر به فردي وجود دارد كه بزرگترين مقبره كشف شده ظرف 84 سال گذشته محسوب ميشود. اين مكان مقبره سلطنتي سلسله فرعونيان از سلسله هشتم تا نوزدهم را شامل ميشود. در اين مكان 18 موميايي از پادشاهان، همسرانشان و خانوادههايشان وجود داشته كه احتمال ميرود دو موميايي از مومياييهاي كشف شده متعلق به دو پادشاه نفرتيتي و حتشبسوت باشد. در اين مكان 20 مجسمه از جنس سنگ مرمر نفيس كه بر روي آنها مطالبي با زبان هيروگليف حك شده نيز كشف شد.
گروه ديگري از باستانشناسان آلماني موفق شدند در ساحل غربي شهر اقصر واقع در جنوب قاهره دو مجسمه از الاهههاي جنگ متعلق به دوران امپراطوري فرعونيان و دو مجسمه از پادشاهان قديم مصر باستان در مصر را كشف كنند. قدمت اين مجسمهها به 3400 سال پيش باز ميگردد. همچنين در كنار اين مجسمهها مجسمه بزرگ الاهه طبيعت نيز كشف شده است. در ميان آثار كشف شده 20 مجسمه ديگر نيز كشف شده كه يكي از آنها مجسمه امنتحتب سوم است و از سنگ كوارتزيت ساخته شده است و گفته ميشود اولين مجسمه كشف شده از اين سلسله امپراطوري باشد.
باستانشناسان مجسمه همسر پادشاه باستان مصر امنحتب سوم پدر اخناتون پادشاه مصر باستان كه تخمين زده ميشود در حدود سه هزار و 450 سال از قدمت آن ميگذرد را در اين كشور كشف كردهاند.
در حين بازسازي و انبارگرداني در يك موزه مصري، گنجينه باستاني بسيار ارزشمندي كه قدمت آن به هزاران سال پيش ميرسد كشف شد. آثار باستاني انبار شده در اين انبار به سالها قبل از ميلاد باز ميگردد و تاكنون حداقل در حدود 600 تابوت و 170 جسد موميايي شده در اين مكان كشف شده است.
قبرستان حلوان در 15 مايلي جنوب قاهره محل کشف بيش از 10 هزار قبر متعلق به 5 هزار سال پيش بود. حفاريهاي سه سال گذشته منجر به كشف بيش از 20 قبر جديد شد كه در يكي از كوچكترينِ اين قبرها، جسد مردي كشف شد كه تكهاي نان در دست داشت.
مصريان سال پيش به اهميت و ارزش ترجمه در کشورشان پي بردند. قديمي ترين ترجمه نسخه عربي از كتاب مقدس كه توسط يك عرب مسيحي اهل دمشق صورت گرفته و مستقيما از زبان آرامي به عربي ترجمه شده در صومعه «سنت كاترينا» در منطقه سيناي مصر به سال 1800 كشف شده است.
سال پيش هم از خشکي وهم از دريا اسرار مصر را بازگو مي کرد. باستانشناسان اين كشور موفق به كشف كشتي درياياي شدهاند كه قدمت آن به امپراطوري فراعنه باز ميگردد. باستانشناسان همچنين در پي كاوشهاي خود موفق به كشف پنج حفره در سواحل درياي سرخ شدهاند كه نشان از وجود يك بندر بزرگ باستاني در اين مكان دارد.
درياها راز ديگري را هم در خود پنهان داشتند. يكي از مهمترين آثار اين گنجينه بينظير 250 هزار قطعهاي، آينهاي برنزي است كه با تزيينات بسيار همراه است. بيرون كشيدن اين گنجينه كه در قايقي غرقشده در قرن 10 پيدا شده 18 ماه به طول انجاميده است. در يكي از قالبهاي يافتشده در اين گنجينه كلمه «الله» با خطي زيبا بر كلاهكي به شكل آهو حك شده است. اين گنجينه مشتمل بر 14 هزار مرواريد و ديگر سنگهاي قيمتي است: 4 هزار ياقوت، 400 ياقون سرخ كبود، و 2 هزار و 200 لعل.
کشفيات مصر باستان رازهايي را هم براي مسيحيان آشکار کرد. بقاياي كليسايي باستاني و نيز عزلتگاه راهبان كه به نخستين سالهاي ديرنشيني تعلق دارند در دير مسيحيان قبطي در نزديكي درياي سرخ كشف شد. كارگران شوراي عالي آثار باستاني مصر هنگام ترميم بنيانهاي كليساي حواريون در دير سنتآنتوني با اين ويرانهها مواجه شدند.
مصريان قديمي ترين نمونه از زبان قبطي در سواحل درياي سرخ كشف كردند. اين نمونه در كليساي رسل كه باستانشناسان آن را قديميترين كليسا در ميان كليسههاي الست ميدانند كشف شده است.
كاوشگران فرانسوي در كاوشهاي باستانيشناسي خود در معابد كرنك در شهر اقصر مصر مجسمهاي باستاني متعلق به حداقل 3600 سال پيش را كشف كردند. اين مجسمه كه با هنرمندي و مهارتي ويژه تراشيده شده و در قسمتهايي از آن طلا نيز به كار رفته است متعلق به پادشاه نفرحتب يكي از پادشاهان سيزدهمين سلاله فراعنه مصر است كه مجسمه او در نزد خدايان معبد كرنك نصب و نگهداري ميشده است. اين مجسمه در دست راست خود يك ساقه و در دست چپ مار كبرا به دست گرفته است. باستانشناسان معتقدند كه اين مجسمه در بهترين نقطه معبد نگهداري مي شده به گونه اي که ريزش و تخريب اساس و ستونهاي معبد هيچ آسيبي به آن وارد نساخته است.
در ادامه تلاش براي کشف پيشينه مصر مجسمهاي منحصر به فرد از نفرهوتپ اول، فرعون مصر، توسط گروهي باستانشناس فرانسوي در ويرانههاي شهر باستاني تب يافت شد. پادشاه مصر در آن دستان مجسمهاي كاملا مشابه از خود را در دست گرفته است.
باستانشناسان ايتاليايي طي حفاريهايشان در منطقه فيوم به انبارهاي غلّه برخوردند كه در آنها 9 جعبه براي انبار گندم و حبوبات به چشم ميخورد. انبارهاي باستاني غلّات متعلق به دوران يونانيها و روميها است. در اين منطقه خانهاي باستاني متعلق به دوران بطلميوس و بقاياي يك منزل از زير خاك بيرون كشيده شدند.
باستانشناسان دولتي مصر هم در حوالي قاهره يک موميايي پيدا کردهاند که متعلق به سيامين سلسله باستاني مصر است. اين موميايي در منطقه ساکارا در تابوتي سنگي که زير لايهاي از شن پنهان شده بود کشف شده است. علاوه بر اين موميايي که متعلق به فاصله سالهاي 380 – 343 پس از ميلاد است ، دو مقبره ديگر نيز به دست آمدهاند.
تيم حفاري متشکل از باستانشناسان مصري و آمريکايي زيباترين مومياييهاي جهان را که قدمتشان به قرن چهارم پيش از ميلاد باز ميگردد، کشف كردند. اين دو موميايي به کارمندان عاليرتبة يک خانواده قديمي تعلق دارد. تا کنون مومياييهايي به اين زيبايي کشف نشده و در هيچ موزهاي نيز وجود ندارد. اين مومياييها به خصوص از لحاظ رنگهاي متعدد و رگههاي طلايي بسيار منحصر به فردي هستند.
باستانشناسان مصري در محوطهاي اين جسدها را به دست آوردهاند که به نظر ميرسد بزرگترين قبرستان باستاني است که تابه حال به دست آمده و بيش از 5000 سال قدمت دارد. اين کشف از اهميت زيادي برخوردار است، و اطلاعات باارزشي درباره زماني در اختيارمصرشناسان ميگذارد. باستانشناسان در داخل اين مقبرهها سر گاوي كه از سنگ چخماق حكاكي شده است به علاوه بقاياي هفت انسان كشف كردهاند. آنها معتقدند كه چهار نفر از اين افراد به عنوان قرباني زنده زنده خاك شدهاند.
کشفيات پارسال فقط مختص پيشينه مصري ها نبود. يک باستانشناس ايتاليايي موفق به کشف بقاياي بدن 30 سرباز بريتانيايي شد. به نظر ميرسد اين سربازان در جنگ سال 1798 که بين بريتانيا و فرانسه در سواحل شمال مصر درگرفت شرکت داشتهاند. اين اجساد متعلق به نبردي است که در آن هراشيو نلسون، سردار سپاه بريتانيا، لشکر ناپلئون بناپارت را در جنگ نيل شکست داد. پس از اعلام اين کشف، باستانشناسان و مورخان انگليسي در محل حاضر شدند و موفق شدند جسد فرمانده جيمز راسل را از طريق بقاياي يونيفرم نظامياش شناسايي کنند
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 21:41 توسط جواد کلانی
|

گروه بينالملل: چينيها از روشهايي كه مصريان براي حفظ نقشهاي ديواري اهرام خود استفاده ميكردند براي نجات كتابهاي باستاني خود از نابودي استفاده ميكنند.
به گزارش خبرگزاري شينهوا، «ژانگ ژيكينگ» مدير بخش كتابهاي نادر كتابخانه ملي چين دراينباره مي گويد: «ممكن است كتابهاي باستاني چين كه به روشهاي سنتي ترميم شدند در طي صد سال اسيدي شده و از بين بروند. ما بايد روشهاي حفظ كتابها را گسترش دهيم.»
درهمين راستا جلسات گفتگويي جهت بررسي همكاريها ميان چين و مصر در زمينه روشهاي حفظ كتابهاي قديمي در استان ژيانگسو در شرق چين برگزار مي شود.
چين تعداد بسيار زيادي كتاب قديمي متعلق به عهد باستان دارد كه بيشتر آنها ظاهر مناسبي ندارند. در حدود يكسوم اين كتابها نياز مبرم به ترميم و محافظت از آسيبهاي آتي دارند.
ژانگ در ادامه افزود: «تا به حال براي حفاظت از كتابهاي قديمي از روشهاي قديمي و سنتي ترميم يعني استفاده از فرمول شيميايي زاج استفاده ميكرديم. اين روش اگر چه در ابتدا كارساز است اما با گذر زمان سبب اسيدي شدن و خورده شدن كتاب مي شود.»
از زماني كه كارشناسان اين نقص را در فرمول شيميايي زاج يافتند اين روش را كنار گذاشته و فقط در موارد بسيار ضروري از آن استفاده ميكنند. از اين به بعد كارشناسان چيني قصد دارند با كمك همكاران مصري خود اين كتابها را از خطر نابودي حفظ كنند.
اين بار از همان روشي براي حفظ و ترميم كتابها استفاده ميشود كه مصريان براي حفظ و ترميم نقشهاي ديواري اهرام خود استفاده ميكنند.
چين قصد دارد در جهت گسترش دانش حفظ آثار باستاني دانشجوياني به مصر بفرستد. در همين حال از كارشناسان و استادان مصري اين حرفه نيز براي آموزش روشهاي حفظ آثار به چين دعوت شده است.
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 21:33 توسط جواد کلانی
|

خبرگزاري ميراث فرهنگي - بين الملل - در تازه ترين كاوشهاي صورت گرفته در دره شاهان و محل دفن فراعنه مصر، آخرين تابوت سنگي بدست آمده از حجرههاي مدفون، به كشف حلقههاي گل سه هزار ساله منجر شد.
به گزارش «مجله نشنال جغرافي»، محققان و خبرنگاراني كه هنگام بازگشايي تابوت سه هزار ساله گرد آمده بودند اميدوار بودند كه اين تابوت پسر مشهور مادر فرعون توت عنخ آمون را در خود گنجانيده باشد، اما پس از باز كردن تابوت، پوشش پارچهاي و الياف گياهي از گلهاي ظريف خشك شده بدست آمد.
ناديا لوكما سرپرست موزه مصر شناسي قاهره به خبرنگاران حاضر در محل به هنگام بازگشايي تابوت گفته بود: «بسيار اميدوار بودم در اين تابوت يك موميايي بدست آوريم اما وقتي كه اين گلها را ديدم گفتم اين خيلي بهتر است. اينها واقعا زيبا هستند. »
گلهاي كشف شده ظاهرا بقايايي از حلقه گلهايي هستند كه با نخي طلايي به هم زنجير شده بودند و در گذشته به عنوان نوعي ابزار زينتي توسط خاندان سلطنتي مصريان باستان استقادهميشد.
لوكما همچنين يادآور شد: «اين مورد بسيار كمياب است و تاكنون مشابه آن در هيچ موزه اي ديدهنشده است. البته ما مشابه اين حلقههاي گل را در نقاشيها ديده ايم اما تاكنون در زندگي واقعي مشابه آن را نديده ايم. اين يافته ها بسيار نادر و با اهميت هستند.»
دره شاهان منطقه اي باستاني در نزديكي لوسور واقع در مصر است كه براي مدت هزاران سال محل دفن سلاطين و شاهان مصر باستان بود.
حجره تازه كشف شده اولين كشف باستان شناسان در اين منطقه پس از كشف جسد توت عنخ آمون در سال 1922 به شمار مي رود.
به گزارش نشنال جغرافي، لني بل متخصص مصرشناس از دانشگاه براون در رذآيلند اظهار داشتهاست كه كشف هر نوع آرامگاه و مقبره اي در دره شاهان صرف نظر از اين كه چه كاربردي داشته، واقعا هيجان انگير است.
بل يادآور شد كه در مصر باستان استفاده از حلقه هاي گل براي عزيزان در گذشته مرسوم بوده و آنان نيز همانند مردم دوران ما در قبرستانها گل بر گور عزيزان خود مي گذاشتند . (( با تشکر از مینا اسد نیا ))
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 21:30 توسط جواد کلانی
|
باسلام چندسوال:1- لطفاعلت اينكه تمام مطالب ازمصر باستان مي باشدچيه 2-باتوجه به تجربيات خود مطالب راچگونه كشف كنم چنانچه سايتي سراغ داريد بفرماييد -3 خود رابيشترمعرفي كنيد
در جواب باید بگم من یکی از دوست داران تمدن مصر و کشور مصر هستم . چون به عقیده من هیچ تمدنی نمی تواند به گستردگی تمدن مصر برسد.ولی با این حال من هر مطلب جالبی از هر تمدنی که بشنوم یا ببینم اگر ارزش اطلاع رسانی به عموم را داشت و از صحت آن با خبر شدم درون وبلاگ قرار می دهم و از منبع خاصی استفاده نمی کنم. در قسمت بعدی باید بگم که بعد ها شرح زندگی نامه خودم را مفصل درون وبلاگ قرار می دهم . به امید موفقیت همه

+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 18:19 توسط جواد کلانی
|

گروه بينالملل: زاهي حواس رئيس مجلس اعلاي آثار باستاني مصر اعلام كرد كه باستانشناسان مصري موفق به كشف معبدي در شهر «ماضي» نزديك شهر «الفيوم» شدهاند.
به گزارش سايت محيط، اين معبد كه به «الهه رننوت» مشهور است علاوه بر آن، يك مركز اداري و محل تجمع كاهنان نيز بوده است.
بر اساس مطالعات باستانشناسان كه بر روي معماري اين بنا انجام شده، اين معبد مربوط به دولتهاي مياني سالهاي 1991 تا 1783 قبل از ميلاد بوده است.
حواس در اين باره گفت: «اين اكتشاف يك كشف بزرگ براي تاريخ مصر محسوب ميشود. با اين كشف ميتوانيم پاسخ بسياري از سئوالات درباره معماري معبد شهر ماضي كه تنها بناي به جا مانده از دوران دولتهاي مياني دوران فرعونيان باستان است را بيابيم.»
ساختمان اين معبد به شكل تمساح ساخته شده و مصريان قديم در آن الهه «سوبك»، الهه باروري زمين كه به شكل مار بوده را ميپرستيدند. اين الهه معبودي نيز داشته كه «حورس» نام داشته است. مردمان مصر تا 12 سلسله فراعنه يعني تا امنحتب چهارم اين الهه را جزو خدايان خود به حساب ميآوردهاند.
در همين حال باستانشناسان موفق شدهاند تا در راه منتهي به معبد مجسمههايي به شكل ابوالهول نيز كشف كنند كه بسيار به مجسمه ابولهول مشهور شباهت دارد. راه اين معبد خود نيز بسيار شبيه به راه «كباش» در معبدهاي «اقصر» و «كرنك» در 700 كيلومتري جنوب قاهره است.
جنس آجرهاي اين بنا نيز همانند ديگر بناهاي مصريان باستان تركيبي از نوعي شير و ماست دارد.
در اين مكان همچنين تعدادي مجسمه، كاسه سفالي، اشيا، سنگنبشته و كتيبه نيز كشف شده كه بر روي آنها زبان يونان باستان و زبانهايي از شاخه «ديموطيقي»، يكي از زبانهاي منقرض شده عهد باستان كه اطلاعات كمي درباره آن موجود است، نوشته شده است.
حواس همچنين گفت: «باستانشناسان همچنين در اين معبد موفق شدهاند نامههايي از ملكه «اراسيندي» به همسر بطلميوس اول كاهن معبد الهه رننوت كشف كنند كه در آن از خدمات اين معبد به او بسيار تشكر شده است.»
شهر ماضي در بياباني در 40 كيلومتري جنوب غرب شهر الفيوم واقع شده و در دوران خاندان فراعنه دوازدهم تاسيس شده است. اين شهر بعدها توسط يونانيان به حيات خود ادامه داد
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 22:13 توسط جواد کلانی
|

خبرگزاری ميراث فرهنگي – بينالملل – يك گروه برجسته از باستانشناسان مصري به همراه «زهي حواس» رئيس شوراي عالي عتيقههاي مصر از بزرگترين مقبره سنگي و هفت موميايي پردهبرداشتند.
اين قبر سنگي چهار ماه پيش توسط يك تيم باستانشناسي آمريكايي در «دره پادشاهان» كشف شده بود.
هويت اين مومياييها در دست مطالعه است و كسب اطلاعات بيشتر در اين باره احتياج به بررسيهاي بيشتر دارد.
پس از كشف «فرعون توتانخامن» كه در سال 1922 توسط باستانشناسان انگليسي صورت گرفت، اين كشف بزرگترين در نوع خود به حساب ميآيد.
اين مقبره سنگي و هفت موميايي درون آن كاملاً سالم بوده و از سلسله هجدهم به جاي مانده اند. سلسله هجدهم تقريباً همزمان با دوره «فرعون توتانخامن» بوده اما باستانشناسان هنوز نتوانستند قدمت يا هويت دقيق اين مومياييها را كشف كنند.
«حواس» در كنفرانسي مطبوعاتي به خبرنگار سايت خبري زينيوز گفت: «مهمترين نكته آن چيزي است كه قرار است اتفاق بيفتد. ما بايد يافتههاي درون قبر را مورد مطالعه قرار دهيم.»
هيجدهمين سلسله مصر از سال 1567 تا 1320 پيش از ميلاد بر اين كشور حكومت ميكرد و اين دوره همزمان با اوج شكوفايي قدرت مصر بود.
«دره پادشاهان» واقع در جنوب مصر قبوري از مهمترين فراعنه زمان را در خود جاي دادهاست.
باستانشناسان اظهار داشتند كه مومياييهاي كشف شده لزوما متعلق به خانواده سلطنتي نيستند
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 22:10 توسط جواد کلانی
|

خبرگزاري ميراث فرهنگي – بينالملل – گروهي از مسئولان حفاظت مكانهاي باستاني مصر ليزر فيبر ايتربيوم را براي حفاظت از قبرهاي سه هزار و سيصد ساله مصري و كتيبههاي آن بكارگرفتند. نگهداري قبور باستاني مصر از جمله كارهاي وقتگير است و احتياج به دقت فراوان دارد. كثيفيها بايد بدون آسيب رساندن به سطوح شكننده ديوارهها برداشتهشوند. در برخي موارد هم جرم آن قدر محكم به سطح چسپيده كه حتي مواد شوينده دستي هم قادر به پاكسازي آن نيست.
كريستينا وربيك، كارشناس آلماني اين پروژه در اينباره اظهار داشت: «اين اولين باري است كه از ليزر براي چنين مقصودي استفادهميشود. برتري ليزر بر ديگر امكانات موجود اين است كه به نقاشيها و نوشتههاي موجود بر سطح قبرها و ديوارها آسيبنميرساند.»
وي در ادامه ميافرايد: «كاربرد ليزر براي پاكسازي سطوح سفيد رنگ بيشتر است. وقتي جرم و كثيفي محكم به اين سطوح ميچسبند از آنجايي كه جزئي از سطح قبر يا ديوار نيستند كار كندن آنها و پاكسازي سطح آسانتر است. كار بر سطوح گچي و سنگ آهك از اين هم سادهتر است. زيرا اين سطوح در برابر اشعه ليزر مقاومت بالاتري دارند.»
سيستم ليزري كه در اين پروژه حفاظتي استفادهميشود مانند يك كوله پشتي بر پشت كاربران قرارميگيرد. قدرت آن 20 وات و دوره هر پالس اشعه ليزر 100 نانو ثانيه است.
اين پروژه به طور آزمايشي بر قسمتي از ديوارها انجام و نتيجه از طريق ميكروسكوپ بررسيشد. كارشناسان با تغييرات تدريجي توانستند به مشخصات ايدهآل ليزر برسند و پاكسازي را به طور مطلوب به پايان برسانند.
پاكسازي ديوارهها با ليزر هم كار وقتگيري است با اين حال به عقيده كارشناسان اين روش از روشهاي قديمي سريعتر است. قابليت خارج ساختن لايههاي بسيار نازك جرم از روي سطوح مورد نظر از جمله برتريهاي ليزر است. البته در مقايسه با مواد شوينده شيميايي كار با ليزر بسيار گران بوده و حتي در صورت استفاده نادرست از آن خطر رنگبري هم دراد.
تيم فعال در اين پروژه در حال بررسي استفاده از اين فنآوري جديد بوده و درصدد يافتن بهترين طيف ليزر براي استفاده در كار است.
وربيك در مورد مزيتها و نقصهاي ليزر چنين مي گويد: «اگر قابليتها و موارد استفاده از ليزر را بشناسيد آن را به عنوان يكي از بهترين وسايل كاربردي در باستانشناسي معرفي ميكنيد.» باتشکر از خانم نسترن احمدی
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 22:5 توسط جواد کلانی
|