<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مصر باستان</title>
<link>http://javadkalani.blogfa.com/</link>
<description>       Email : javadkalani@Egypt.com</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 01 Sep 2007 06:08:29 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سياستهاي ناحيه اي</title>
<link>http://javadkalani.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;H3&gt;ميراث فرهنگي&lt;/H3&gt;
&lt;P align=justify&gt;اگرچه وجود تمركز در برنامه ريزيهاي فرهنگي امري ضروري است اما اين بدان معني نيست كه كلية اماكن فرهنگي در شهرهاي بزرگ و پايتخت متمركز شده و تصميمات اساسي در چنين اماكني اتخاذ ميگردد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در شهرها و روستاهاي دورافتاده و فقير كشور، ناآگاهي مردم باعث زوال اشكال گوناگون فرهنگي به استثناي مراسم مذهبي شده است. از اين رو يكي از اصليترين اهداف وزارت فرهنگ مصر تلاش در جهت ساماندهي فرهنگ كشور نه تنها در شهرهاي بزرگ بلكه در نقاط دور افتاده و روستاهاي كشور ميباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در جهت نيل به اين هدف، بخش فرهنگ مردمي تحت نظارت وزارت فرهنگ كشور مصر داير گرديد. هدف از ايجاد چنين بخش فرهنگي، طرحريزي برنامه هايي جهت تأسيس مراكز فرهنگي در ايالات مختلف كشور ميباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تأسيس كانونها و مراكز فرهنگي عامل مهمي در جهت انتقال فرهنگ از شهر قاهره به ساير شهرهاي كشور و به ويژه شهرهاي دورافتاده در ضمن ابقاي فرهنگهاي محلي ميباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;كشور مصر كه از آن تحت عنوان مهد تمدن نام برده مي شود نقش مهمي در خلق، انتقال و گسترش حيات فرهنگي جهان داشته و به عنوان موزهاي گسترده از تمدنهاي جهان محسوب ميگردد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ميبايست گفت كه در اين كره خاكي هيچ يك از كشورهاي جهان به اندازة كشور مصر داراي چنين آثار باستاني نميباشند (قدمت برخي از اين آثار به 4 تا 5 هزار سال بالغ ميگردد).&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به دليل وجود تمدن چندين هزار ساله كشور و ارزش و اهميت آن؛ فعاليتهاي دولتي جهت حفظ، نگهداري و مراقبت از اين آثار تقريباً از اوايل دهة 1990 تحت نظارت وزارت فرهنگ كشور آغاز گرديده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مسؤوليت مراقبت از آثار باستاني كشور از طريق وزارت فرهنگ به عهده دايرة حفظ آثار باستاني اين وزارت نهاده شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دايرة حفظ آثار عتيقه و تاريخي كشور از مركز اسناد مصر باستان، بنياد مالي پروژه هاي آثار باستاني، موزه ها (موزه آثار باستاني) و مركز تمثالهاي تاريخي متشكل شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وزارت فرهنگ كشور مصر به منظور حفاظت و نگهداري هر چه بهتر از آثار تاريخي و باستاني كشور به انعقاد قراردادهايي با كشورهاي جهان از جمله كشورهاي فرانسه و لهستان در زمينه بازسازي اماكن و مراكز تاريخي باستاني و مراكز اسلامي قاهره و تبديل برخي از آنها به مراكز فرهنگي مبادرت نموده است.&lt;/P&gt;
&lt;H3&gt;آموزش فرهنگي&lt;/H3&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله اقدامات مهم دولت مصر در زمينة آموزش فرهنگي مي توان به تشكيل خانه هاي فرهنگ در سراسر كشور اشاره نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در اغلب مناطق كشور حتي در دورافتادهترين و عقبافتادهترين نقاط، اين مراكز فرهنگي حتي به صورت چادر و كاروان داير گرديده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله امكانات عمده اين مراكز در شهرها مي توان به سالنهاي سخنراني، نمايشگاههاي مختلف كتاب و اشياء تاريخي اشاره نمود. از جمله ديگر مراكز فرهنگي كشور مي توان به مراكز فرهنگي كودكان اشاره نمود كه مراكزي تحقيقاتي بوده و در ارتباط مستقيم با وزارت خانه هاي آموزش و پرورش و جوانان به فعاليت ميپردازند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لازم به ذكر است كه اين مراكز فرهنگي در اكثر مناطق روستايي، شهري، و حتي مناطق دورافتاده كشور برپا شده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله وظايف اين مراكز مي توان به توزيع كتابهاي كودكان، ترويج فرهنگ كتابخواني و مطالعه در ميان كودكان به ويژه در زمينه فرهنگ و هنر و احداث سينما و تئاترهاي خصوصي براي كودكان مصري اشاره نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله ديگر مراكز مهم آموزش فرهنگي در كشور مصر مي توان به مراكز فرهنگي روستايي اشاره نمود كه به منظور ارائه آموزشهاي فرهنگي به روستائيان كشور، اقدام به تربيت مربياني مي نمايند تا اين مربيان از آموزشهاي فرهنگي لازم براي مناطق روستايي كشور برخوردار گردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لازم به ذكر است كه از مربيان چنين دورههايي پس از گذراندن دورههاي خاص آموزشي امتحاناتي به عمل ميآيد كه از ميان مربيان شركت كننده در امتحانات تعداد معدودي از آنان جهت تأسيس مراكز تحقيقاتي روستايي مأمور ميگردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جملة ديگر مراكز آموزش فرهنگي، آكادميهاي فرهنگ ميباشد كه نه تنها به تربيت افراد متخصّص در زمينه هاي گوناگون هنري و فرهنگي ميپردازند بلكه به برگزاري كنسرتهاي مختلف موسيقي و اجراي رقصهاي مختلف نظير باله نيز اقدام مي نمايند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله مراكز آكادمي فرهنگ مي توان به انستيتو عالي سينما (نمايش فيلمهاي توليدي دانشجويان)، انستيتو عالي باله (با دورههاي مقدماتي، ابتدايي، دبيرستان و دانشگاهي در زمينه آموزش رقص باله)، انستيتو عالي موسيقي عربي (آموزش موسيقي كلاسيك و انجام تحقيقات بر روي موسيقي سنتي)، آكادمي هنر (كانون انستيتوهاي عالي قاهره) و انستيتو عالي موسيقي كنسرواتور (با دورههاي مقدماتي، دبيرستان و دورة عالي) اشاره نمود.&lt;/P&gt;
&lt;H3&gt;هنرهاي نمايشي&lt;/H3&gt;
&lt;H4&gt;تئاتر&lt;/H4&gt;
&lt;P align=justify&gt;هنر تئاتر در كشورهاي در حال توسعه و همچنين كشور مصر پرهزينه و غيراقتصادي بوده و از اينرو مي بايستي كاملاً تحت نظارت دولت باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله اقداماتي كه دولت مصر در زمينة صنعت موسيقي كشور به عمل آورده اجراي رايگان برخي از كنسرتهاي موسيقي و نمايشهاي تئاتر در كشور ميباشد. در كشور مصر غالباً نمايش سه نوع تئاتر مرسوم ميباشد كه از آن جمله مي توان به ملودرام، كمدي و درامهاي شاعرانه اشاره نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پس از انقلاب سال 1952 تئاترهاي مردمي كشور مصر، بطور رسمي آغاز به فعاليت نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله تئاترهايي كه توسط انجمن موسيقي و تئاتر قاهره اداره ميگردند مي توان به تئاترهاي، الجمهوريه، تئاتر بالون، تئاتر عروسكي، تئاتر 26 ژوئيه، تئاتر شناور نيل و تئاتر محمد فريد اشاره نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لازم به ذكر است كه مجموع ظرفيت اين سالنهاي تئاتر، طبق آخرين آمار 8464 نفر ميباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بخش خصوصي تئاتر كشور از 2 سالن تئاتر در شهر قاهره و 9 سالن تئاتر در شهر اسكندريه برخوردار ميباشد كه ظرفيت كل اين دو 5523 نفر ميباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لازم به ذكر است كه بخش خصوصي تئاتر كشور اقدام به راه اندازي 9 سالن تئاتر ديگر (در نقاط ايالتي) نموده است.&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;فولكلور&lt;/H4&gt;
&lt;P align=justify&gt;فولكلور مصري يكي از اصليترين بخشهاي فرهنگي ميباشد كه در كشور مصر توجه زيادي به آن معطوف گرديده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;يكي از مهمترين اهداف پرداختن به فولكلور مصري مبارزه با مسأله بيگانگي فرهنگي كشور نسبت به سنتها و الگوهاي فرهنگي بومي كشور ميباشد. در كشور مصر، وزارت فرهنگ از طريق حمايت دولت به تنظيم و بررسي سنتها و الگوهاي فرهنگي پويا و فعال مصري ميپردازد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شوراي عالي هنر، ادبيات و علوم اجتماعي كشور نيز اقدام به تشكيل كميسيون ويژهاي جهت مطالعه و بررسي در زمينة فولكلور مصري و برقراري ارتباط ميان هنرمندان فولكلور با انسان شناسان نموده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله حمايتهايي كه از جانب دولت در رابطه با فولكلور مصري صورت گرفته مي توان به اعطاي جوايز ساليانه به فولكلوريستها و انسان شناسان مصري اشاره نمود.&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;نمايش رقص&lt;/H4&gt;
&lt;P align=justify&gt;يكي ديگر از وظايف وزارت فرهنگ كشور مصر، احياء نمايشهاي رقص فولكلور كشور ميباشد كه در اين راستا وزارت مذكور اقدام به تأسيس 2 مركز رقص فولكلور يعني مركز رقص ردا و مركز ملّي رقص فولكلور نموده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لازم به ذكر است كه اين 2 مركز رقص علاوه بر برگزاري نمايشهاي متعدد رقص در كشور و انجام تحقيقات قومشناسي به مطالعه و بررسي ميراث فولكلور مصري نيز ميپردازند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با وجود ورود رقصهاي متنوع و مدرن به كشور مصر، هيچ يك از اين رقصها نتوانستهاند جايگاه رقصهاي اصيل مصري را در ميان مردم از ميان ببرند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لازم به ذكر است كه مراكز رقص ردا و فولكلور ملي جهت ارائه نمايشهاي رقص ملّي به اغلب كشورهاي جهان مسافرت مي نمايند.&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;هنرهاي تجسمي / هنرهاي زيبا&lt;/H4&gt;
&lt;P align=justify&gt;اصليترين سياست فرهنگي كشور مصر در حوزه هنر، تشويق و تأسيس اماكني جهت انجام فعاليتهاي هنري و عدم وابستگي هنرمندان كشور به دولت ميباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عدم وابستگي هنرمندان كشور به دولت به معناي عدم كنترل هنرمندان از سوي دولت و تنها برخورداري از حمايتهاي مالي و معنوي دولت ميباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وزارت فرهنگ كشور هر ساله نمايشگاهي عمومي از آثار هنرهاي تجسمي داير نموده و مبالغ هنگفتي صرف خريد آثار نمايشي نفيس مي نمايد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دايرة هنرهاي زيباي كشور مسؤول ترويج و ارائه هنرها ميباشد. هدف اصلي دايرة مذكور برپايي نمايشگاههاي مختلف هنري و كمك به اشاعه هنرهاي پوياي كشور از طريق احداث استوديوهاي مختلف هنري و انجام تحقيقاتي در اين خصوص ميباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لازم به ذكر است در حدود 50 استوديوي هنري متعلق به وزارت فرهنگ در اختيار هنرمندان مصري قرار گرفته كه هر ساله تحت نظارت و مديريت دايرة هنرهاي زيباي كشور، به برپايي نمايشگاههاي بزرگ هنري در شهر قاهره اقدام مي نمايند.&lt;/P&gt;
&lt;H3&gt;موسيقي&lt;/H3&gt;
&lt;H4&gt;اركستر سمفوني قاهره&lt;/H4&gt;
&lt;P align=justify&gt;در اواخر سال 1955، اركستر سمفوني قاهره تأسيس گرديد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;انجام پروژه اين اركستر به كشور اتريش سپرده شده بود. پس از شروع فعاليت رسمي در سال 1958 اين اركستر از سازمان راديو و تلويزيون مصر به سازمان موسيقي و تئاتر منتقل گرديده و به عنوان شاخهاي كاملاً حرفه اي به فعاليت خود ادامه داد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله سياستهاي فرهنگي دولت مصر در قبال اركستر سمفوني مي توان به تربيت و آموزش موسيقيدانان حرفه اي مصري و تربيت تعداد هر چه بيشتر هنرمندان بومي تا اشباع اركستر سمفوني كشور از موسيقيدانان مصري اشاره نمود. علاوه بر اركستر سمفوني، اركستر مجلسي نيز در كشور به فعاليت ميپردازد. لازم به ذكر است كه اركستر سمفوني كشور مصر به ساير كشورهاي جهان سفر نموده و به اجراي برنامه ميپردازند و اين در حالي است كه از كشورهاي مختلف جهان نيز جهت اجراي برنامه به كشور مصر سفر ميكنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله اهداف كلي دولت مصر در زمينة موسيقي و به ويژه اركستر سمفوني مي توان به تشويق و ترغيب هر چه بيشتر مردم در گرايش به زمينه هاي مختلفي از موسيقي سنتي و مدرن اشاره نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله فعاليتهاي صورت گرفتة ديگر در زمينة موسيقي كشور، مي توان به احداث ايستگاه راديويي جهت پخش آهنگهاي غربي (كلاسيك غربي)، جاز و پاپ اشاره نمود.&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;كانون اُپراي قاهره&lt;/H4&gt;
&lt;P align=justify&gt;كانون اپراي قاهره در سال 1967 با ارائه آثار مختلفي از موسيقي اُپرا (آواز اُپرا) شروع به فعاليت نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جملة برنامه هاي اجرا شده توسط اين مركز مي توان به اُپراهايي نظير (اُپراي مادام باسترفلاي) و (اُپراي لابوهم) با همكاري اركستر سمفوني قاهره اشاره نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لازم به ذكر است كه اُپراهاي خارجي، جهت اجراي برنامه به كشور مصر مسافرت مي نمايند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله معروفترين اُپراهاي خارجي كه تقريباً از دهه 1900 تا به حال به طور منظم در كشور مصر به اجراي برنامه پرداختهاند مي توان به اُپراي ملّي كشور ايتاليا اشاره نمود.&lt;/P&gt;
&lt;H3&gt;موزه ها&lt;/H3&gt;
&lt;P align=justify&gt;موزه هاي كشور مصر (موزة آثار باستاني مصر، موزه آثار دوره قبطي (مسيحيت)، موزه آثار دوره اسلامي و موزه آثار باستاني دورة هلنستي) در واقع نمايانگر 4 تمدن موجود اين كشور در اطراف رودخانة نيل ميباشند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;موزه ها در كشور مصر به منزله ابزار فرهنگي غني بوده كه به صورت دائمي مورد بازديد دانشآموزان، دانشجويان، معلمان و اساتيد كشور قرار ميگيرند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله فعاليتهاي مهم دولت علاوه بر احداث و راه اندازي موزه هاي جديد در كشور مي توان به ادغام موزه هاي آثار باستاني و مدرن مصر در سال 1959 اشاره نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وزارت فرهنگ مصر مديريت و اداره دو دسته از موزه هاي كشور يعني موزه هاي هنر و موزه هاي تاريخي و آثار باستاني را بر عهده دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لازم به ذكر است كه موزه هاي مربوط به آثار عتيقه مستقيماً تحت نظارت و سرپرستي دايرة آثار عتيقه كشور مصر اداره ميگردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله موزه هاي كشور مصر در زمينة هنرهاي زيبا مي توان به موزه هاي مختار (70 مجسمه از آثار محمد مختار)، محمدتقي (آثار نقاشي، نقاش مشهور مصري (محمدتقي) متعلق به دوران اهرام ثلاثه مصر)، هنر مدرن (آثار هنري 70 سال گذشته كشور مصر) و موزة دكتر محمد محمود (آثار نقاشي سدة 19 و آثار امپرسيونيستي) اشاره نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دو موزه جزيرا (آثار شيشهگري، كارهاي فلزي، سراميك، نساجي دوره اسلامي و آثار نقاشان برجسته اروپايي) و موزة تمدن مصري (تكامل تمدن مصري از دوره باستان تا عصر حاضر) در واقع از جملة موزه هاي تمدن كشور مصر محسوب ميگردند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Sep 2007 06:08:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=javadkalani&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>javadkalani</dc:creator>
<guid>http://javadkalani.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ملكه حاچپسوت</title>
<link>http://javadkalani.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>در دامنه ارتفاعات غربي مقابل شهر تبس در ساحل غربي نيل،&amp;nbsp; ويرانه هاي زيباترين معبد مصر به چشم مي خورد.اين معبد&amp;nbsp; امر&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و&lt;/SPAN&gt;زه به&quot; دير البحري&quot;معروف است. اين معبد كوچك را دختر توتموز اول،عليا حضرت ملكه حاچپسوت،براي انجام مراسم ويژه مردگان بنا كرد.وقتي باستانشناسان ماجراهاي زندگي حاچپسوت را به هم پيوند مي دادند،به يكي از مهيج ترين داستانهاي تاريخ مصر باستان پي بردند.زيرا به واقع سرگذشت زن زيبايي است كه تخت سلطنت مصر را از دست پسر بچه اي ربود و بيست و يك سال با آرامشي آميخته با دلهره سلطنت كرد.
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: -9pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: -9pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.homestead.com/wysinger/A63.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: -9pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: -9pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;ماجرا چنين آغاز مي شود كه توتموز اول از ملكه بزرگ دربارش چهار فرزند داشت. همه آنها به جز شاهزاده خانم خردسال،حاچپسوت،در كودكي مردند.توتموز پسري هم از يكي از همسران ديگرش داشت، در مصر باستان برادران و خواهران خانواده سلطنتي نيز بنا بر سنت با يكديگر ازدواج مي كردند. شايد بتوان گفت كه ازدواج با محارم تخت و تاج را در ميان خانواده شاهي نگه مي داشت و پاكي و خلوص دودمان سلطنتي را تضمين مي كرد.اما حاچپسوت برادر تني نداشت وهمين امر براي او بهترين پيشامدها را در پي داشت.وقتي توتموز اول پايان زندگيش را نزديك ديد حاچپسوت را به ازدواج برادر ناتني او، پسري كه از همسر ديگرش داشت در آورد.پس از مرگ توتموز اين مرد با نام توتموز دوم، فرعون مصر و حاچپسوت، ملكه مصر شد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: -9pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: -9pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.homestead.com/wysinger/Hatshepsut_207.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: -9pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: -9pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: -9pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;(ملكه حاچپسوت)&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: -9pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;حاچپسوت وشوهرش صاحب دو دختر شدند.توتموز دوم علاوه بر آن هم پسري از يكي از زنان حرمش داشت.وقتي اين پسر نه ساله بود پزشكان دربار به توتموزدوم گفتند كه چيز زيادي به پايان عمرش باقي نمانده است. براي اينكه خاندان شاهي بار ديگر بدون وليعهد نماند، توتموز دختر بزرگش را به ازدواج پسرش در آورد. بعد از مرگ توتموز دوم اين پسر بچه به عنوان توتموز سوم بر تخت نشست و همسر خردسالش ملكه بزرگ مصر شد. حاچپسوت اكنون مي بايست نقس ملكه مادر را باز مي كند، او در تمام مراسم رسمي فروتنانه پشت سر فرعون خردسال گام بر مي داشت،اما در تمام اين مدت ظاهرأ زمام امور را درپنجه هاي خود مي فشرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: 1.3pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;اما حكومت بر مصر زير نام توتموز سوم خردسال حاچپسوت را راضي نمي كرد.بنابراين احتمالأ يك روز حاچپسوت خود را همچون پادشاهان قديم با مقدسترين جامه و علامتهاي رسمي فرعون آراست، و در حالي كه ريش مصنوعي چهار گوشي به چانه خود چسبانده بود، بر تخت سلطنت نشست وخود را فرعون مصر اعلام كرد.حاچپسوت نخستين زني بود كه با يك كودتاي بدون خونريزي به فرمانروايي دره نيل رسيد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: 1.3pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حاچپسوت هماندم كه سلطنت را به چنگ آورد، دستور داد توتموز سوم را به صحن وسيع وتاريك داخل معبد آمون تبعيد كنند.آنگاه حاچپسوت كاهن بزرگ و وفادار آمون را به مقام صدراعظمي نشاند و به كمك او بازسازي معابد مصر را آغاز كرد.معابد مصر در دوران فرمانروايي طولاني هيكسوس ها به طرز غم انگيزي رو به خرابي رفته بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: 1.3pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;در اين ميان حاچپسوت كار ساختمان دير البحري،معبد ويژه پس از مرگ خودش را را هم در تبس آغاز كرده بود. معبد او توسط سر معمارش سنموت طرح ريزي و ساخته شد،سنموت تنها مردي بود كه حاچپسوت در تمام عمر دوستش مي داشت.سنموت در زماني كه بر كار ساخنمان ديرالبحري نظارت مي كرد دستور داد كه يك آرامگاه مخفي هم براي خودش در زير محراب داخلي معبد حاچپسوت بسازند.&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: 1.3pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: 1.3pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://perso.orange.fr/rene-jeanine/egypte3_fichiers/IMG_5461.JPG&quot; align=baseline border=0&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: 1.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: 1.3pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: 1.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: 1.3pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;(ديرالبحري&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;نيايش گاهي براي مردگان كه به فرمان ملكه حاچپسوت در دامنه ارتفاعات غربي مقابل شهر تبس ساخته شد)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: 1.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: 1.3pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-INDENT: 1.3pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حاچپسوت بيست و يك سال با كارداني بر مصر حكومت كرد. سلطنت او به رغم خصومتها و&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;توطئه هايي كه در پشت پرده جريان داشت،حد فاصلي بود ميان مصر قديم محصور در دره نيل&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;كه در صلح و صفا با همسايگانش&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;دادوستد مي كرد، و مصر جديد كه رفته رفته به امپراطوري&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;جنگ طلب و سلطه گر با ثروتي فوق تصور مبدل مي گشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;زندگي حاچپسوت به طرز ناگهاني و اسرار آميز به پايان رسيد. توتموز هنگامي كه از نو به&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;سلطنت رسيد.سي و يك ساله بود.خواه حاچپسوت را او به قتل رسانده باشد يا نه، واقعيت &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.1in 0pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اين است كه كوشش كرد تا تمام يادبود هاي او را در مصر نابود كنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; باتشکر از دوست عزیزم امیر &amp;nbsp;&lt;A href=&quot;http://www.egypt.blogfa.com/&quot;&gt;http://www.egypt.blogfa.com/&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Jan 2007 08:56:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=javadkalani&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>javadkalani</dc:creator>
<guid>http://javadkalani.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لحظه به لحظه با هاروارد کارتر در راه کشف مقبره توت عنخ امن</title>
<link>http://javadkalani.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;هیچ می دانید بزرگترین کشف باستان شناسی سده گذشته&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; کشف مقبره &quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;توت عنخ امن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &quot; بوده است؟ ایا &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://usera.imagecave.com/pishgooyan-2/tutankhamun/rtobook.jpg&quot; align=right border=0&gt;دوست دارید احساس قبل و بعد از کشف این مقبره اسرار امیز را در وجودتان احساس کنید.؟ امروز تصمیم دارم شما را تا انجا که در توان دارم با هاروارد کارتر در کشف این بنای باشکوه همسفر کنم . نویسنده توانای انگلیسی بنام &quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;L.G.H.JAMES&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &quot; در کتابی با عنوان &quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;هاروارد کارتر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &quot; با ما از روزهای قبل و بعد از کشف این مومیایی باستانی سخن میگوید . تصمیم من این بود که این مطلب را در 3 پست در اختیار شما مهربانان قرار دهم – اما دیدم حیف است برای لحظه ای شما را از احساس درونیتان خارج کنم .برای همین مجبور شدم بخاطره سنگین نشدن وبلاگ صفحه ای را لینک کنم تا شما نهایت لذت را از مطلب ببرید . مورد بعد مربوط به تصاویر میباشد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=FA&gt;شما میتوانید تصاویر بزرگ این حادثه را در البوم اختصاصی وبلاگ پیشگویان بزرگ مشاهده کنید . ( &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://pishgooyan.bizhat.com/&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;البوم تصاویر&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; ) دوستی در مطلب &quot; مقبره مرگ &quot; یاداوری کرده بود که نام سعی این مومیایی &quot; توت عنخ امن &quot; میباشد . انهم به روی چشم – از تمام عزیزان که با ایمیل و نظرات خود ما را دلگرم می کنند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; صمیمانه دستشان را میفشارم و نهایت تشکر را دارم .&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;راهی بسوی توت عنخ امن &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چاره ای نبود و باید از خیر جستجو میگذشت . &quot; &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;جرج هربرت&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&quot; پنجمین کنت خانواده &quot; کارناروون &quot; طی یک سرمایه گذاری 25 هزار پوندی خود ( معادل یک میلیون دلار فعلی ) که ظرف 6 سال در اختیار باستان شناسی بنام &quot; &lt;FONT color=#0000cc&gt;هاروارد کارتر&lt;/FONT&gt; &quot; قرار داده بود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; به جز 13 کوزه کوچک مرمر سفید چیز دیگری در &quot;دره&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;شاهان&quot; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 183px; HEIGHT: 228px&quot; alt=&quot;هاروارد کارتر به همراه سرمایه گذاربزرگ انگلیسی لرد کارناروون - سمت چپ کارتر سمت راست لرد کارناروون  &quot; hspace=0 src=&quot;http://usera.imagecave.com/pishgooyan-2/tutankhamun/zvc36g.jpg&quot; align=right border=0&gt;نیافته بود . اکنون تابستان سال 1322 این اشراف زاده ناخرسند به این نتیجه رسیده بود که میبایست رویای یافتن گور گمشده &quot; &lt;FONT color=#0000ff&gt;توت عنخ آمن&lt;/FONT&gt; &quot; را کنار بگذارد . او مانند قمار بازی که پس از باختهای متوالی از پشت میز برمی خیزد – قصد داشت از ماجراجوئی های بیشتر دست بکشد . اما &quot; کارتر &quot; مصمم بود به کار خود ادامه دهد . این باستان شناس کوتاه قد و چهار شانه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; با بینی پهن و بزرگ و سبیل امرانه که چهره ای خشن به او بخشیده بود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; با شکست کامل ارزوی دیرینه اش مواجه بود – از اینرو شجاعانه اعلام داشت که کار را با هزینه خود ادامه خواهد داد . با توجه به وضعیت مالی &quot; کارتر &quot; که نشان دهنده تو خالی بودن عهد و سوگند وی بود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &quot;&lt;FONT color=#0000cc&gt; لرد کارناروون&lt;/FONT&gt; &quot; تحت تاثیر عزم جزم دوست خود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; با اکراه موافقت نمود که فقط یکسال دیگر هزینه کاوش را تقبل خواهد کرد . &quot; کارتر &quot; در اعتقاد خود به این مسئله که مقبره محل دفن &quot; توت عنخ امن &quot; در دره شاهان دست نخورده میباشد عملا&quot; تنها بود . در سال 1922 پافشاری او در جستجوهایش&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; سبب ریشخند و استهزاء برخی همکارانش گردیده بود . علاقه او به این گور 15 سال پیش در سال 1907 بر انگیخته شد و این زمانی بود که یک حقوقدان ثروتمند امریکائی بنام &quot; &lt;FONT color=#0000cc&gt;تئودور دیویس&lt;/FONT&gt; &quot; که در زمان بازنشستگی خویش به باستان شناسی روی اورده بود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; به حفره کوچکی برخورده بود که قطعاتی از مصنوعات&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; حلقه های گل&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; و خورده های نان کوزه های شراب در ان موجود بود و برخی از ان اشیاء مهر سلطنتی &quot; توت عنخ امن &quot; زده شده بود . همانگونه که بررسیهای بعدی نشان داد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; این اشیاء عتیقه فی الواقع پس مانده های از مراسم &lt;IMG alt=&quot;دره شاهان&quot; hspace=0 src=&quot;http://usera.imagecave.com/pishgooyan-2/tutankhamun/king.2.JPG&quot; align=right border=0&gt;خاکسپاری ان فرعون بوده اند – اما &quot; دیویس &quot; مدعی بود که محل گور را شناسائی کرده است – ولی &quot; کارتر &quot; این ادعا را رد میکرد . کشف مهرهای &quot; توت عنخ امن &quot; کارتر را به این فکر انداخت که ارامگاه این فرعون جوان در محدوده مثلثی دو نیم هکتاری که محل حفاری &quot; دیویس &quot; بود قرار دارد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; یعنی همان محدوده در بر گیرنده گورهای سه فرعون دیگر به نامهای &quot; &lt;FONT color=#0000cc&gt;رامسس دوم&lt;/FONT&gt; &quot; – &quot; &lt;FONT color=#0000cc&gt;مرنپتاه&lt;/FONT&gt; &quot; و &quot; &lt;FONT color=#0000cc&gt;رامسس ششم&lt;/FONT&gt; &quot; – تصمیم او به حفاری در این محدوده نشان دهنده عزم و لجاجت و یکدندگی او بود . صبح هیجان انگیز 4 نوامبر سال 1922 فرا رسید . همزمان با اخرین حفاری &quot; کارتر &quot; در جائی که توده سنگهای مربوط به گور &quot; رامسس ششم &quot; بر رویهم انباشته شده بود . سکوت عجیبی حکمفرما بود . کارگران او پله ای را که در قاعده یک سنگ تراشیده شد بود کشف کرده بودند – همه انها منتظر او بودند تا فرمان صادر شود . این باستان شناس دستور داد که به فوریت کار حفاری ادامه یابد و خود با هیجان به تماشای پدیدار شدن پلکانی که به پائین میرفت ایستاده بود . شانزده پله به یک گذرگاه زیر زمینی حفاری شده در درون تخته سنگها راه میبرد که مملو از قلوه سنگ بود . این گزرگاه 27 فوت طول داشت و پاکسازی ان چندین روز طول کشید . هنگامیکه دهلیز تمیز شد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &quot; کارتر &quot; خود را در برابر دری یافت که توسط تخته سنگهای بزرگ مسدود شده بود . بر روی &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 208px; HEIGHT: 283px&quot; alt=&quot;اولین نشانه ها - ایا براستی این مقبره توت عنخ امن است.؟&quot; hspace=0 src=&quot;http://usera.imagecave.com/pishgooyan-2/tutankhamun/1.jpg&quot; align=right border=0&gt;این درب مهر و نشان گور سلطنتی مربوط به &quot; دره شاهان &quot; وجود داشت . او با قلب طپنده متوجه شد که در مزبور در ایام باستان گشوده شده و مجددا&quot; مهر و موم گشته است . او بعدها نوشت : شک و تردیدهای ناشی از ناکامیهای گذشته بدنم را به لرزه دراورد – ایا این یک گور سلطنتی بود؟ ایا بالاخره گور &quot; توت عنخ امن &quot; را کشف کرده بود؟ ایا این گور هم توسط غارتگران عهد باستان از محتویات خود خالی شده بود.؟ برای پاسخ این سئوالات – میبایست 2 هفته دیگر صبر میکرد تا حامی مالی او یعنی &quot; لرد کارناروون &quot; که در انگلستان بسر میبرد به وی بپیوندد . در هر صورت او دستور داد تا مجددا&quot; دهلیز و پلکان را از سنگ پر کرده و بر روی ان تخته سنگهایی قرار دهند تا مبادا دزدان – این 2 مرد را از ارزوی دیرینه شان که همانا گشودن در بدست خودشان بود محروم سازند . &quot; دره شاهان &quot; دهها سال بود که مورد توجه باستان شناسان قرار داشت. اگر چه این منطقه بسیار گرم و خشک و خالی از هر موجودی زنده ای بود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; اما بخاطره تاریخچه پر از بیم و ترس ان – اذهان را به خود مجذوب میساخت . در این مکان متروک&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در میان تپه های سنگی ان سوی &quot;تبس &quot; 28 فرعون قدرتمند در گورهای عمیقی خفته بودند که هم جنبه خانه را داشت و هم جنبه قبر – زیرا این گورها مملو از تجملات و لذتهای زندگی بود . این محلهای دفن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; جایگاه سحر و جلال خیره کننده ای بودند . در طی 420 سالی که این دره ارامگاه شاهان شده بود ( منظور نام جدیدش میباشد ) جمعی متشکل از کارگران و هنرمندان فعال مشغول حجاری و تزئین گورهای سلطنتی بودند و از پی خود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; اسناد و مدارک باور نکردنی از نقاط ضعف و قوت خود بر جای گذاشته – که این دره را نه فقط برای مردگان – بلکه برای زندگان نیز قابل توجه میساخت .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;لحظه تاریخی فرا رسید&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;با ورود &quot; لرد کارناروون &quot; و دخترش &quot; &lt;FONT color=#000099&gt;لیدی اولین&lt;/FONT&gt; &quot; و دوستانشان &quot; &lt;FONT color=#000099&gt;ارتور کلندر&lt;/FONT&gt; &quot; &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;کارتر دستور داد تا گذرگاه را &lt;IMG alt=&quot;براستی پشت این دیوار چیزی هست؟ این سئوالی بود که همه از خود میپرسیدند&quot; hspace=0 src=&quot;http://usera.imagecave.com/pishgooyan-2/tutankhamun/zvc6io.jpg&quot; align=right border=0&gt;پاکسازی کنند و سپس در بعد از ظهر 26 نوامبر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; اسکنه خود را بدست گرفت و در حالیکه دوستانش به خیره شده بودند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در تاریکی گذرگاه به ایجاد حفره ای در فوقانی ترین قسمت بلوکهایی که بر سر راه قرار داده شده بودند پرداخت . کارتر میگوید : با دستانی لرزان شکاف باریکی در گوشه فوقانی سمت چپ ایجاد کردم .شمع را داخل حفره نمودم و به تماشای درون اتاق پرداختم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;. وقتی چشمانم به تاریکی عادت کرد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; بتدریج قادر شدم محتویات اطاق را ببینم . حیوانات عجیب و غریب&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;,&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; مجسمه های طلا که درخشش ان همه جا را گرفته بود . برای لحظه ای که برای دیگران بی نهایت طول کشید از حیرت و تعجب گنگ شدم . &quot; لرد کارناروون &quot; با اضطراب از من پرسید : چیزی می بینی؟ و من تنها کلماتی را که توانستم بر زبان بیاورم اینها بود –(( بله&amp;nbsp;چیز های شگفت انگیز ))&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 05 Jan 2007 17:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=javadkalani&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>javadkalani</dc:creator>
<guid>http://javadkalani.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکس های زیبا از تمدن مصر</title>
<link>http://javadkalani.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=600 alt=Tutankhamun hspace=0 src=&quot;http://www.samsimpson.com/pictures/egypt/museum/t_egypt147.jpg&quot; width=575 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.samsimpson.com/pictures/egypt/museum/t_egypt124.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.albenaamagazine.com.sa/Issues%20Record/Iss%20170-171/Egypt-Museum-1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.aerenlund.dk/egypten/images/egypt_museum_stueetagen.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.richard-seaman.com/Travel/Egypt/Cairo/Museum/Tutankhamun/Statues/PairOfGildedStatues.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=Tutankhamun hspace=0 src=&quot;http://www.richard-seaman.com/Travel/Egypt/Cairo/Museum/Tutankhamun/DeathMaskAndCoffins/MaskFrontView.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 05 Jan 2007 16:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=javadkalani&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>javadkalani</dc:creator>
<guid>http://javadkalani.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آناليز يادگارهاي مصر باستان با تصوير نگاري مادون قرمز : کشف رمز از موميائي فراعنه</title>
<link>http://javadkalani.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;مطالعه بازمانده هاي باستاني با مدرن ترين تکنولوژي موجود يکي از اهداف پروژه موميايي موزه منچستر است. مقاله زير نشان مي دهد که چگونه تصوير نگاري مادون قرمز، ابزاري ارزشمند براي اين منظور فراهم کرده و براي مطالعه ترکيبات شيميايي اجساد موميايي، در 3000 سال قبل، مورد استفاده واقع شده است. تا قرن بيستم، بيشتر يافته هاي ما در مورد مصر باستان و تمدن آن ها بر اساس نظريات و گزارشات نويسندگان قديمي، از اهرام و نقوش حک شده بر ديوارها و نيز بر اساس تئوري هايي بود که توسط باستانشناسان ارائه شده بود. به تدريج، آناليزهاي علمي بر روي بافت ها و تصاوير ديوارها، کمک زيادي به پايه دانش ما در اين زمينه کرد و تکنيک هاي مورد استفاده براي آزمايش آنها گسترش يافت. اين مقاله استفاده از متدهاي جديد تصويرنگاري مادون قرمز براي تعيين ترکيبات شيميايي در مقياس ميکروسکوپي را بيان مي کند. امروزه محققان با استفاده از روش هاي گازکروماتوگرافي اسپکترومتري جرمي GC/MS و LC/MS گزارشات نويسندگان قديم در مورد مراحل موميايي کردن اجساد توسط مصريان باستان را بررسي و تاييد مي کنند. اين متدهاي جديد در پروژه عظيم موميايي موزه منچستر، تحت نظر مسئول مصرشناس پروفسور روزالي ديويد اجرا شده اند. اين پروژه، که در سال 1972 شروع شد، با هدف استفاده از جديدترين تکنولوژي موجود در تحقيقات اجساد موميايي 3000 ساله امپراتوري مصر آغاز به کار کرد. اين آثار در موزه کلکسيون مصر در منچستر نگهداري مي شوند. تکنيک هاي مورد استفاده در 30 سال گذشته از قبيل اسکنينگ مغناطيسي، DNAprofiling و آناليز X-Ray و اخيرا آناليز کروماتوگرافي و اسپکتروسکوپي، که در اينجا شرح داده مي شوند، راه هايي را پيش رو گذاشته اند که براي دانستن زندگي اين دوره مصري ها کمک زيادي کرده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 05 Jan 2007 16:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=javadkalani&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>javadkalani</dc:creator>
<guid>http://javadkalani.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درخواست........</title>
<link>http://javadkalani.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>سلام دوستان عزیزم. دوست داران تاریخ. ضمن تشکر از همراهی شما با بنده برای بهتر شدن وبلاگ و بهتر شدن مطالب وبلاگ بنده از شما درخواست دارم که سوالاتتان را در ضمینه های تاریخ و همچنین نظراتتان را برای بنده در قسمت نظرات بنویسید تا در اولین فرصت جهت رسیدگی اقدام کنم.&amp;nbsp;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;</description>
<pubDate>Thu, 28 Dec 2006 20:04:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=javadkalani&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>javadkalani</dc:creator>
<guid>http://javadkalani.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقدمه کامل کتاب پزشک مصری(( بخش 2 ))</title>
<link>http://javadkalani.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من سینوهه پسر سن‌موت و زوجه او کیپا این کتاب را می‌نویسم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من این کتاب را برای این تحریر نمی‌کنم که خدایان سرزمین مصر را مدح نمایم برای اینکه از خدایان به تنگ آمده‌ام.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من این کتاب را نمی‌نویسم تا فراعنه مصر را مورد مدح قرار بدهم برای اینکه از اعمال فراعنه مصر متاذی هستم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من این کتاب را نمی‌نویسم تا بخدایان یا سلاطین مصر تملق بگویم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;آنچه مرا وادار به نوشتن این کتاب میکند ترس از آینده یا امیدواری بآتیه نیست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من در مدت عمر خود آنقدر آزمایشهای تلخ تحصیل کرده بقدری گرفتار متاعب شده‌ام که دیگر از چیزهای موهوم و آینده نامعلوم بیم ندارم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من از امیدواری نسبت به بقای نام و شهرت جاوید خسته شده‌ام همانگونه که از خدایان و پادشاهان هم به تنگ آمده‌ام.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من این کتاب را فقط برای خود می‌نویسم و از این حیث تصور میکنم که با تمام نویسندگان گذشته و نویسندگانی که در آینده خواهند آمد فرق دارم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;زیرا هرچه تا امروز از طرف نویسندگان گذشته نوشته شده یا برای خوش آمد خدایان بوده یا برای راضی کردن پادشاهان و انسانهای دیگر.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من فراعنه را هم جزو انسانها بشمار میآورم زیرا آنها فرقی با ما ندارند و هرگاه هزار مرتبه آنانرا جزو خدایان بشمار آورند باز پادشاهان مثل ما هستند و حب و بغض دارند و مثل ما امیدوار و ناامید می‌شوند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;گرچه آنها قدرت دارند که کینه خویش را تسکین بدهند و هنگامی که میترسند چاره‌ای برای رفع ترس بیندیشند ولی این قدرت آنها را از تحمل رنج مصون نمیکند و مثل ما درد می‌کشند و مانند سایر افراد بشر دچار اندوه میگردند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;تا امروز در جهان آنچه نوشته شده یا بر حسب امر سلاطین برشته تحریر در آمده یا برای تملق گفتن بخدایان یا برای فریب دادن مردم و القای حوادثی که اتفاق نیفتاده و قلب حقیقت و جعل وقایع موهوم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;خواسته‌اند بمردم القاء کنند که آنچه بچشم خود دیدند واقعیت نداشته و حوادث واقعی غیر از آن است که تصور می‌کردند. خواسته‌اند بمردم بقبولانند در فلان حادثه سهم فلان مرد بزرگ بسیار ناچیز بوده و برعکس فلان مرد ناچیز در آن حادثه سهمی بزرگ داشته است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من بجرئت می‌گویم زیرا یقین دارم که از روزی که بشر به جهان آمده تا امروز آنچه نوشته یا برای این بوده که خدایان را راضی کند یا برای راضی کردن افراد بشر نویسندگی نموده خواه افراد مزبور پادشاهان باشند یا افراد دیگر.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من تصور میکنم در آینده نیز همین طور خواهد بود و هر کس در آتیه قلم بدست بگیرد یا برای این است که بخدایان تملق بگوید یا سلاطین را راضی کند یا افراد بشر را خواه افراد مزبور یک ملت باشند یا یک جامعه و طبقه‌ای خاص از یک ملت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من از اینجهت تصور میکنم که در آینده هم تمام نویسندگان برای راضی کردن خدایان و سلاطین و افراد بشر نویسندگی خواهند کرد که در این جهان هیچ چیز تازه بوجود نمیاید و همه چیز تجدید می‌شود و آنچه در گذشته وجود داشته باز بظهور میرسد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;انسان در زیر خورشید بطور کلی تغییر پذیر نیست و صد هزار سال دیگر انسانی که بوجود می‌آید همان انسان امروزی میباشد ولی شاید لباس و طرز آرایش موی سر و ریش و کلمات او تغییر کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;فقط یک چیز انسان هرگز تغییر نخواهد کرد و آن هم حماقت اوست و صد هزار سال دیگر انسانی که بوجود میآید مانند انسان دوره ما و آنهائیکه قبل از مادر دوره اهرام میزیستند احمق خواهد بود و او را هم می‌توان با دروغ و وعده‌های بی‌اساس فریفت برای اینکه انسان جهت ادامه حیات محتاج دروغ و وعده‌های بی‌اساس است و فطرت او ایجاب میکند که همواره بدروغ بیش از راست و به وعده‌های بی‌اساس که هرگز جامه عمل نخواهد پوشید بیش از واقعیت ایمان داشته باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;تا جهان باقی است نوع بشر احمق خواهد بود و فریب دروغ و وعده‌های بی‌بنیان را خواهد خورد منتها در هر دوره به مقتضای زمان یکنوع دروغ باو خواهند گفت و با یک عنوان جدید وعده‌های بی‌اساس باو خواهند داد و او هم با شعف و امیدواری دروغ و مواعید موهوم را خواهد پذیرفت و اگر کسی درصدد بر آید که او را از اشتباه بیرون بیاورد و بگوید اینکه بتو میگویند دروغ است و قصد دارند که تو را فریب بدهند و بیا تا من حقیقت را بتو ارائه بدهم انسان به خشم در میآید و آن شخص را باتهام اینکه خائن و تبه‌کاری است بقتل میرساند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ایمان بدروغ و وعده‌های موهوم و بشارت‌هائی که هرگز جامه عمل نخواهد پوشید طوری با سرشت بشر آمیخته شده که انسان افسانه را بر وقایع حقیقی ترجیح میدهد و همین که یک نقال زبان میگشاید و نقل میگوید مردم اطرافش را میگیرند و با اینکه بچشم خود می‌بینید که وی کنار کوچه روی خاک نشسته معهذا وقتی صحبت از کشف گنج میکند و بشارت میدهد که زر و سیم عاید مستمعین خواهد شد همه باور مینمایند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ولی من سینوهه نویسنده این کتاب از دروغ آنهم در این مرحله پیری نفرت دارم و در این کتاب دروغ نمی‌نویسم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;شاید اگر جوان بودم و این کتاب را در جوانی مینوشتم من نیز مثل نویسندگان دیگر دروغ میگفتم و چیزی تحریر میکردم که مورد پسند خدایان یا سلاطین یا سایر افراد بشر باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ولی در این دوره پیری که از خدایان و پادشاهان و سایر افراد بشر مایوس شده‌ام دروغگوئی نه مورد تمایل من است و نه مورد لزوم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;چون من این کتاب را برای دیگران نمی‌نویسم و قصد ندارم که کسی را راضی کنم لاجرم این کتاب را برای خود برشته تحریر در میآورم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;آنچه من در این کتاب می‌نویسم چیزهائی است که به چشم خود دیدم یا میدانم که واقعیت دارد ولو آنکه بچشم ندیده باشم و از این حیث من با نویسندگانی که قبل از من بودند یا بعد از من خواهند آمد فرق دارم زیرا گذشتگان و آیندگان (چون در جهان همه چیز تکرار میشود) پیوسته آنچه را که با دو چشم دیدند و خواهند دید نمی‌نویسند و گاهی واقعیت را زیر پا میگذارند و چیزهائی مینویسند که کمک بشهرت آنها بنماید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;آن کس که چیزی می‌نویسد یا نوشته خود را روی سنگ نقر می‌نماید امیدوار است که آیندگان نوشته او را بخوانند و بر او آفرین بگویند و اعمال برجسته‌اش را تجلیل کنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ولی در کلامی که من برشته تحریر در میآورم چیزی وجود ندارد که سبب آفرین شود و کارهائیکه من انجام داده‌ام در خور تقدیر نیست و من یک مرد خردمند نمی‌باشم تا اینکه آیندگان از من پند بگیرند و اطفال در مدرسه هرگز جمله‌هائی را که من گفته‌ام روی الواح خاک‌رست نخواهند نوشت تا اینکه مشق خط بکنند و از روی آنها نوشتن را بخوبی فرا بگیرند و مردان بالغ هنگام صحبت کردن برای اینکه خود و اطلاعات خود را برخ دیگران بکشند جملات مرا تکرار نخواهند نمود زیرا من هیچ امیدوار نیستم که کسی کتاب مرا بخواند و نام مرا بخاطر بیاورد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;بفرض اینکه من مردی خردمند بودم و رای صائب میداشتم و این امیدواری وجود داشت که آیندگان کتاب مرا بخوانند باز خرد و تدبیر من برای نسلهای آینده بدون فایده بود زیرا انسان از شنیدن پند و خواندن کتب خردمندان اصلاح نمی‌شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;چه انسان بقدری شرور و بیرحم و موذی است که تمساح رود نیل نسبت بوی رحیم و کم‌آزار می‌باشد و قلب او که سخت‌تر از سنگ است هرگز نرم نمی‌شود و محال است که روزی غرور و خودپسندی او از بین برود یک انسان را با لباس در رود نیل بینداز که شاید زیر آب رفتن او را تغییر بدهد و بعد ویرا از رودخانه خارج کن و به محض اینکه لباسش خشک شد همانست که بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;یک انسان را دچار بزرگترین و شدیدترین بدبختی‌ها بکن که شاید اصلاح شود و به محض اینکه بدبختی او از بین رفت و خود را مرفه و سعادتمند دید مبدل بهمان میشود که بوده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من در مدت عمر خود تحولات و انقلابات متعدد دیدم و هر دفعه فکر میکردم که بعد از تحول و انقلاب انسان تغییر خواهد کرد ولی دیدم که هیچ تغییر در او بوجود نیامد بنابراین چگونه میتوان امیدوار بود که خواندن یک کتاب سبب تغییر و اصلاح نوع بشر شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;کسانی هستند که میگویند آنچه امروز اتفاق میافتد بدون سابقه میباشد و هرگز در جهان روی نداده ولی این گفته ناشی از سطحی بودن اشخاص و بی‌تجربگی آنهاست چون هر واقعه که در جهان اتفاق بیفتد سابقه دارد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من که سینوهه نام دارم بچشم خود دیدم که در کوچه پسری پدر خود را بقتل رسانید زیرا پسر علامت صلیب بر سینه نصب کرده بود و پدر علامت شاخ داشت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من دیدم که غلامان و کارگران علیه اغنیاء و اشراف قیام کردند و دیدم که خدایان بجنگ یکدیگر برخاستند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من بچشم خود مشاهده کردم مردی که پیوسته شراب گرانبها در پیمانه زر می‌نوشید هنگام تنگدستی کنار رود نیل خود را سیراب مینمود. من مشاهده کردم آنهائی که زر در ترازو می‌کشیدند در چهارراه گدائی مینمودند و زنهای همین اشخاص خود را برای یک قطعه مس به سیاهپوستان میفروختند که بتوانند برای فرزندان خود نان تهیه نمایند و اینها که دیدم قبل از من هم روی داده بود و پس از من نیز اتفاق خواهد افتاد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;در دوره من مردم از وقایع گذشته عبرت و پند نگرفتند و در این صورت چگونه میتوان گفت که آیندگان از وقایع دوره من که در این کتاب میخوانند عبرت خواهند گرفت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;در دوره من مردم از وقایع گذشته عبرت و پند نگرفتند و در این صورت چگونه میتوان گفت که آیندگان از وقایع دوره من که در این کتاب میخوانند عبرت خواهند گرفت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;همانطور که تا امروز انسان تغییر نکرده در آینده هم تغییر نخواهند کرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;این است که من این کتاب را برای این نمی‌نویسم که کسی اندرز بخواند و از گذشته پند بگیرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من این کتاب را برای خود مینویسم زیرا دانائی مرا رنج میدهد و مثل یک تیزآب قلب مرا میخورد و من مجبورم که آنچه میدانم بنویسم تا اینکه از رنج من کاسته شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من این کتاب را در سومین سال سکونت خود در نقطه‌ای واقع در ساحل دریای شرقی که محل تبعید من است شروع کردم و آنجا منطقه‌ایست که کشتی‌هائی که بهندوستان میروند از آنجا حرکت میکنند و در اطراف محل سکونت من کوه‌های سرخ رنگ وجود دارد و در گذشته سلاطین مصر برای ساختن مجسمه‌های خود از سنگ کوه‌های مزبور استفاده میکردند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من از این جهت این کتاب را می‌نویسم که دیگر شراب در کام من طعم ندارد و نسبت به تفریح با زنها تمایلی در خود احساس نمی‌کنم و مشاهده ماهی‌ها در برکه‌ها و دیدن گل‌ها در باغ بمن لذت نمی‌بخشد و در شبهای سرد زمستان یک دختر جوان سیاهپوست کنار من میخوابد و بستر مرا گرم می‌کند ولی حضور او در بسترم مرا خوشوقت نمی‌نماید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;مدتی است که خوانندگان آواز را جواب گفته‌ام چون نه از آواز آنها لذت میبرم نه از نغمه نوازندگان و برعکس صدای موسیقی و آهنگ آواز مرا ناراحت می‌نماید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;دیگر زر و سیم و گوهر و پیمانه‌های طلا و عنبر و عاج و چوب آبنوس در نظرم جلوه ندارد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;با اینکه در تبعیدگاه زندگی میکنم همه اینها را که گفتم دارم زیرا آنچه داشتم از من نگرفتند و از طبس پایتخت مصر مردی که در گذشته غلام من بود و اینک خیلی توانگر است برای من بسی چیزهای گرانبها فرستاد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;هنوز غلامانم از ضربات عصای من می‌ترسند و سربازانی که مستحفظ من می‌باشند وقتی مرا می‌بینند دستها را روی زانو میگذارند و رکوع میکنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ولی حدود منطقه‌ای که من می‌توانم در آن گردش کنم محدود است و هیچ کشتی نمی‌تواند از راه دریا بساحلی که من در آن زندگی مینمایم نزدیک شود. و چون همه چیز از نظرم افتاده و دیگر نخواهم توانست به مصر برگردم و اراضی سیاه را زیر پای خود احساس کنم و بوی شبهای بهار طبس به مشام من نخواهد رسید این کتاب را می‌نویسم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;امروز من در اینجا مردی منزوی هستم ولی در گذشته نام من در کتاب طلائی فرعون ثبت شده بود و در کاخ زرین که از کاخ‌های سلطنتی مصر است در کوشکی واقع در طرف راست مسکن فرعون سکونت داشتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;در آن موقع گفتار من بیش از گفته برجسته‌ترین مردان مصر ارزش داشت و اشراف برای من هدایا میفرستادند و طوق زرین از گردنم آویخته بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من در آنوقت هرچه را که یک نفر ممکن است آرزو کند داشتم ولی چیزی میخواستم که هیچ انسان نمی‌تواند بدست بیاورد و آن حقیقت بود یعنی حقیقت آزادی و مساوات و دادگستری.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;بهمین جهت امروز در این نقطه دور افتاده کنار دریای شرقی زندگی میکنم زیرا در ششمین سال سلطنت هورم‌هب فرعون مصر مرا بجرم خواستن آزادی و مساوات و عدالت از مصر تبعید کردند و هورم‌هب امر کرد که اگر بخواهم به مصر برگردم مرا مثل یک سگ دیوانه بقتل برسانند و هرگاه قدمهای من بخاک مصر برسد مرا مثل یک وزغ با یک لگد روی سنگها و خاکهای مصر له کنند و مستحفظینی که از طرف فرعون مصر در اینجا گماشته شده‌اند مامورند که نگذارند من از حدودی که برای گردشم تعیین شده است تجاوز نمایم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;در صورتی که فرعون روزی دوست من بود و من تصور میکنم که در آن موقع وی بمن احتیاج داشت و من خدماتی برایش انجام دادم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ولی از مردی چون هورم‌هب فرعون مصر که از نژادی پست میباشد و اصالت ندارد نباید جز این انتظار داشت و این مرد بعد از اینکه به سلطنت رسید اسامی سلاطین گذشته مصر را از روی ابنیه و معابد محو کرد و بجای آنها اسامی پدر و مادر و اجداد خود را نوشت روزی که او در معبد تاج بر سر میگذاشت من حضور داشتم و دیدم که تاج سرخ و سفید مصر را بر سر نهاد و شش سال بعد از تاجگذاری مرا تبعید کرد و این هم دلیلی دیگر است که من خوب میدانم وی در چه تاریخ فرعون مصر شد معهذا کاتبان خود را واداشت که دوره سلطنت او را طولانی کنند و اینطور بنویسند که وی هنگامی که مرا تبعید کرد سی و دو سال از دوره سلطنتش میگذشت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من این را بچشم خود دیدم و او وقتی مرا تبعید کرد آنقدر مغرور و قوی بود که اهمیت نمی‌داد که تاریخ تبعید من در جائی ثبت شود لیکن میخواهم بگویم که چون هورم‌هب تاریخ سلطنت خود را قلب کرد کسانی که در آینده تاریخ سلطنت او را بخوانند تصور مینمایند که وقتی من تبعید شدم سی و دو سال از سلطنت او میگذشت در صورتیکه بیش از شش سال نگذشته بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;چون آن مرد تاریخ سلطنت خود را از روزی حساب کرد که در جوانی در حالیکه یک قوش مقابل او پرواز مینمود وارد طبس شد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;چنین است تاریخی که یک پادشاه مصر برای خود مینویسد و در اینصورت آیا میتوان بتواریخی که برای سلاطین گذشته نوشته شده اعتماد نمود؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;در جوانی گوئی کور بودم و حقیقت را نمیدیدم و بهمین جهت از مردی که برای حقیقت زنده بود نفرت داشتم چون میدیدم که حقیقت او در سرزمین مصر وحشت و هرج و مرج بوجود آورده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;او میخواست با خدای خود یعنی حقیقت زندگی کند و من قدر وی را ندانستم و برای محو آن مرد اقدام کردم و امروز باید کیفر عمل خود را ببینم زیرا من هم میخواهم با حقیقت زندگی کنم ولی نمیتوانم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;حقیقت مثل یک کارد برنده و یک زخم غیر قابل علاج است و بهمین جهت همه در جوانی از حقیقت میگریزند و عده‌ای خود را مشغول به باده‌گساری و تفریح با زنها میکنند و جمعی با کمال کوشش در صدد جمع‌آوری مال بر میآیند تا اینکه حقیقت را فراموش نمایند و عده‌ای بوسیله قمار خود را سرگرم می‌نمایند و شنیدن آواز و نغمه‌های موسیقی هم برای فرار از حقیقت است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;تا جوانی باقی است ثروت و قدرت مانع از این است که انسان حقیقت را ادارک کند ولی وقتی ژیر شد حقیقت مانند یک زوبین از جائی که نمیداند کجاست میآید و در بدنش فرو میرودد و او را سوراخ می‌نماید و آن وقت هیچ چیز در نظر انسان جلوه ندارد و از همه چیز متنفر میشود برای اینکه می‌بیند همه چیز بازیچه و دروغ و تزویر است آنوقت در جهان بین همنوع خویش خود را تنها می‌بیند و نه افراد بشر میتوانند کمکی باو بکنند و نه خدایان.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من سینوهه که این علامات را روی پاپیروس نقش میکنم اعتراف مینمایم که قسمتی از اعمال من بسیار زشت بوده و من حتی مرتکب تبه‌کاریها شدم برای اینکه تصور میکردم آن تبه‌کاریها مشروع و لازم است ولی این را هم میدانم که اگر بر حسب اتفاق این کلمات در آینده از طرف کسی خوانده شد وی از زندگی من درس نخواهد آموخت و پند نخواهد گرفت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;دیگران وقتی مرتکب گناه میشوند به معبد آمون میروند و آب مقدس آمون را روی خود میریزند و با این عمل تصور می‌نمایند که از گناه پاک شده‌اند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ولی من که در این آخر عمر به خدایان عقیده ندارم برای اینکه میدانم که آنها نیز مثل افراد بشر اهل دروغ و نیرنگ و تزویر هستند بوسیله آب مقدس آمون خود را مطهر نمی‌نمایم و میدانم که هیچ قدرتی قادر نیست که یک تبه‌کار را بی‌گناه کند برای اینک هیچ قدرتی قادر نمی‌باشد که قلب یک نفر را تغییر بدهد و مردی که مرتکب گناه می‌شود در قلب خود خویش را تبه‌کار می‌بیند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ولی میاندیشم که اگر اعمال خود را بنویسم از فشاری که بر من وارد می‌آید کاسته می‌شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;دیگران بدروغ مناظر اعمال نیک خود را بر دیوارهای قبر خویش نقش می‌کنند تا اینکه در دنیای مغرب اوزیریس را فریب بدهند و اعمال مزبور را در ترازوی وی بگذارند تا اینکه کفه اعمال نیکو سنگین شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من قصد فریب کسی را ندارم و ترازوی من این پاپیروس است و شاهین ترازو این قلم می‌باشد که در دست من است و اینک علائمی را روی پاپیروس نقش می‌کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ولی شاید من قصد دارم خود را فریب بدهم پناه بر خدایان... که انسان آن قدر دروغگو و محیل آفریده شده که بدون اینکه خود بداند خویش را نیز فریب میدهد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;اگر هم چنین باشد باری نوشتن این کتاب برای من مانند تریاک است و سبب تسکین می‌شود. تریاک درد را تسکین میدهد ولی قطع ماده نمی‌کند و مرض را از بین نمیبرد و این کتاب هم مرا تسکین خواهد داد اما نخواهد توانست که اعمال زشت مرا زائل و مرا تطهیر کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;قبل از اینکه شروع به نوشتن کتاب کنم میخواهم قلب خود را آزاد بگذارم که قدری بنالد زیرا قلب من قلب یک مرد مهجور و مطرود است و احتیاج به نالیدن دارد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;قلب من در آرزوی هوای مصر و نیل و طبس مینالد زیرا کسی که یک مرتبه آب شط نیل را نوشید پیوسته آرزوی نوشیدن آن آب را دارد و هیچ آب دیگر عطش او را رفع نمی‌کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;کسی که در طبس چشم به جهان گشوده آرزو دارد که طبس را ببیند زیرا در جهان شهری مانند طبس وجود ندارد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;کسی که در یک کوچه طبس بزرگ شده اگر بعد منتقل به یک کاخ شود که با چوب سدر آن را ساخته باشد باز در آرزوی آن کوچه است تا اینکه بتواند رایحه سوختن تپاله گاو را در اجاق‌هائی که مقابل خانه‌ها بوجود میآورند و روی آنها ماهی سرخ مینمایند استشمام کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;اگر من می‌توانستم یک مرتبه دیگر روی زمین سیاه سواحل نیل گام بردارم حاضر بودم که پیمانه طلای شراب خود را با یک لیوان سفالین زارعین مصر تعویض کنم و این جامه کتان را که در بر دارم دور بیندازم و لنگ غلامان را بر کمر ببندم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;اگر من میتوانستم یک مرتبه دیگر صدای وزش باد را از وسط نیزارهای ساحل نیل بشنوم و پرواز چلچله‌ها را روی آب نیل ببینم همه دارائی خود را برای مرتبه دیگر به فقرا می‌بخشیدم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;چرا من یک پرستو نیستم تا بدون اینکه مستحفظین بتوانند ممانعت کنند از این جا پرواز نمایم و بسرزمین مصر بروم و در آن جا روی یکی از ستون‌های مرتفع معبد آمون در حالیکه قبه طلائی شاخص‌ها در نور آفتاب پرتو افشانی می‌کنند لانه بسازم و بوی بخور معبد و خون قربانیان عبادتگان را استشمام کنم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;چرا یک پرنده نیستم تا از بالای بام معبد آمون به تماشای اطراف مشغول شوم و ببینم چگونه گاوها ارابه‌های سنگین را در&amp;nbsp; کوچه‌های طبس می‌کشند و افزارمندان در دکانهای خود مشغول کوزه ساختن و حصیر بافتن و نان پختن هستند و میوه فروشان با آهنگی خوش میوه‌های خود را به عابرین عرضه میدارند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;اوه... ای آفتاب درخشنده دوره جوانی... ای دیوانگی‌های لذت‌بخش دوران شباب... کجا هستید و چرا مرا ترک کرده‌اید؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;امروز من نانی از مغز گندم می‌خورم و می‌توانم هر لقمه نان را در یک کاسه پر از عسل فرو ببرم ولی این نان در دهان من تلخ است و لذت نان خشک دوره جوانی را که پر از سبوس بود نمی‌دهد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ای سالهای گذشته که رفته‌اید توقف کنید... و برگردید... ای آمون (یعنی خورشید – مترجم) که پیوسته در آسمان از مشرق بطرف مغرب حرکت میکنی یکمرتبه از غرب بسوی شرق حرکت کن تا من جوانی از دست رفته را بازیابم. ای رعشه‌های دوره جوانی که در آغوش مینا و مریت بر من مستولی می‌شدید کجا هستید و چرا من دیگر این رعشه‌های لذت‌بخش را در آغوش هیچ زن در خود احساس نمی‌کنم ای قلم نئین که در دست من هستی و روی پاپیروس حرکت میکنی اینک که خدایان نمیتوانند دوران کودکی و جوانی مرا برگردانند تو با نوشتن خاطرات گذشته دوره طفولیت، رعشه‌های لذت‌بخش دوره جوانی‌ام را بمن بازگردان تا سینوهه که امروز از بدبخت‌ترین زارعین سرزمین سیاه بدبخت‌تر است با گذشته مشغول شود و غم موجود را فراموش نماید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;*******&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ***************&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ********&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;مردی که من تصور میکردم پدرم می‌باشد موسوم به سن‌موت طبیب بود و در محله فقرای طبس میزیست و افراد بی‌بضاعت را معالجه میکرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;زنی باسم کیپا که من او را مادر خود میدانستم زوجه وی بشمار می‌آمد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;این دو نفر با اینکه پیر شدند فرزند نداشتند و بهمین جهت در دوره کهولت خود مرا به فرزندی پذیرفتند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;سن‌موت و کیپا چون ساده بودند گفتند که مرا خدایان برای آنها فرستاده‌اند و پیش‌بینی نمیکردند که من چقدر باعث بدبختی آنها خواهم شد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;کیپا که افسانه‌ها را دوست میداشت مرا بنام قهرمان یکی از افسانه‌ها باسم سینوهه خواند و سینوهه مردی بود که بنا بر روایت یکروز در خیمه فرعون یک راز وحشت‌آور شنید و از بیم آنکه کشته شود گریخت و سالها در کشورهای بیگانه بسر برد و ماجراهای خطرناک برایش پیش آمد که از همه سالم جست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;کیپا هم که زنی ساده بود تصور میکرد که من نیز از حوادث خطرناک جان بسلامت برده باو رسیده‌ام و اگر اسم سینوهه را روی من بگذارد در آینده هم میتوانم از گزند حوادث مصون بمانم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ولی کاهنان خدای آمون میگویند که اسم در سرنوشت انسان اثری زیاد دارد و شاید بهمین جهت من گرفتار ماجراها و مخاطرات شدم و مدتی در کشورهای بیگانه بسر بردم و شاید چون موسوم به سینوهه بودم برازهای خطرناک یعنی راز پادشاهان و زنهای آنان که سبب مرگ میشود پی بردم و بالاخره این نام مرا مردی مطرود کرد و دچار تبعید گردیدم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من فکر نمیکنم که چون کیپا نامادری من مرا بنام سینوهه خواند من در دوران عمر گرفتار ناملایمات و ماجراهای زیاد شدم. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;اگر نام من کپرو یا کفرن یا موسی میبود باز سرنوشت من همان میشد ولی نمیتوان انکار کرد که سینوهه مردود و مطرود گردید لیکن مردی باسم هورم‌هب یعنی پسر شاهین به سلطنت رسید و تاج پادشاهی مصر را بر سر نهاد. (در زبان فارس باید گفت جوجه شاهین نه پسر شاهین ولی ما برای رعایت امانت در ترجمه این تعبیر ناصواب را بکار بردیم – مترجم).&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;این است که گاهی از اوقات حوادث زندگی یک نفر طوری با نام او جور در می‌‌آید که مردم فکر میکنند که اسم در سرنوشت انسان اثر دارد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پاره‌ای از اشخاص برای اینکه هنگام بدبختی خود را تسلی بدهند میگویند که ما مقهور نام خود شده‌ایم و در موقع نیک‌بختی بر خود میبالند که از نخست نامشان آنها را برای سعادت بوجود آورده بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من در زمان سلطنت فرعون آمن‌هوتپ سوم قدم بجهان گذاشتم و در همان سال شخصی متولد شد که بعد نام چهارم آمون‌هوتپ و آنگاه اخناتون را روی خود گذاشت ولی امروز کسی این نام را بر زبان نمی‌آورد. برای اینکه یک اسم ملعون است چون آمن‌هوتپ چهارم میخواست برای حقیقت زندگی نماید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;وقتی او متولد شد در کاخ سلطنتی مصر شادمانی حکمفرما بود و فرعون بشکرانه این واقعه در معبد آمون قربانی کرد و ملت مصر هم شادمانی نمود زیرا نمیدانست که در دوره سلطنت اخناتون چقدر دچار بدبختی خواهد شد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;تی‌ئی زوجه فرعون که مدت بیست و دو سال زن او بود و در تمام معابد نامش را کنار اسم فرعون نوشته بودند تا آن تاریخ نتوانست پسری به شوهر خود بدهد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;این است که بعد از تولد آن پسر فرعون بسیار خوشوقت شد و به محض اینکه کاهنان آن پسر را ختنه کردند وی را ولیعهد و جانشین خود نامید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;آن پسر در فصل بهار و هنگامی که زارعین مصر مبادرت به کشت میکنند متولد گردید و من در فصل پائیز قبل موقعی که شط نیل طغیان مینماید قدم بجهان گذاشتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;لیکن از تاریخ دقیق تولد خود بی‌اطلاع هستم زیرا وقتی نامادری‌ام کیپا مرا دید من درون یک سبد که خلل و فرج آن را بوسیله رزین مسدود کرده بودند روی آب نیل قرار داشتم و جریان آب آن سبد را کنار رودخانه آورده وسط نیزار نزدیک خانه کیپا قرار داده بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;چلچله‌ها بالای من پرواز میکردند ولی صدائی از من بر نمی‌خاست بطوری که مادرم تصور کرد که من مرده‌ام ولی وقتی دست روی صورتم نهاد دریافت که زنده میباشم و مرا بخانه برد و کنار اجاق قرار داد که گرم شوم و با دهان خود در دهان من دمید تا اینکه گریه کردم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;بعد ناپدری‌ام سن‌موت که رفته بود بیماران فقیر را معالجه کند با دو مرغابی و یک پیمانه آرد که بابت حق‌العلاج بوی داده بودند بخانه مراجعت نمود و صدای مرا شنید و تصور کرد که کیپا یک بچه گربه بخانه آودره و خواست بوی پرخاش کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ولی مادرم گفت این گربه نیست بلکه طفلی است و تو باید خوشوقت باشی زیرا خدایان بما یک پسر دادند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پدرم متغیر شد و نامادری‌ام را بنام بوم خواند لیکن او مرا به شوهرش نشان داد و وقتی چشم سن‌موت بچشمها و بینی و دهان و دستهای کوچک من افتاد بترحم در آمد و حاضر شد که مرا به فرزندی بپذیرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;بعد آن زن و شوهر به همسایه‌ها گفتند که مرا کیپا زائیده است و من نمیدانم که آیا این دعوی را همسایگان باور کردند یا نه؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;نامادری‌ام که من او را مادر حقیقی خود میدانستم مرا در گاهواره‌ای نهاد که سبدی را که روی آب نیل زورق من بود بالای سقف گاهواره قرار داد ناپدری‌ام که من او را پدر واقعی خود میدانستم بهترین ظرف مسین موجود در خانه را به معبد برد تا اینکه به کاهنان هدیه بدهد و آنها نام مرا بعنوان اینکه پسر سن‌موت و کیپا هستم جزو زندگان ثبت کنند و چنین کردند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;بعد از اینکه نام من در شمار زندگان ثبت شد پدرم که خود پزشک بود مرا ختنه کرد زیرا از کارد کثیف کاهنان میترسید و بیم داشت که کارد آنها تولید جراحت نماید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من فکر میکنم که او برای رعایت صرفه‌جوئی هم اینکار را کرد زیرا چون پزشک فقراء بود و در آمد زیاد نداشت نمیتوانست که برای ختنه من نیز هدیه‌ای دیگر به کاهنان بدهد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;معلوم است که من در آن موقع نمیتوانستم این وقایع را ببینم و بشنوم و وقتی که قدری رشد کردم زن و مردی که یقین داشتم پدر و مادرم هستند این نکات را بمن گفتند ولی تصور نمی‌نمایم که دروغ گفته باشند چون از دروغ بیم داشتند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پس از اینکه من قدم بمرحله عنفوان شباب گذاشتم و موهای دوره کودکی مرا کوتاه کردند حقیقت را بمن گفتند و اظهار کردن که من فرزند واقعی آنها نیستم لیکن مرا بفرزندی خود قبول کرده‌اند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;آنها چون از&amp;nbsp; خدایان می‌ترسیدند نخواستند که من از وضع واقعی خود بی‌اطلاع بمانم و سکوت خود را چون دروغ&amp;nbsp; گفتن بخدایان می‌دانستند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من هرگز ندانستم از کجا آمده‌ام و پدر و مادر واقعی من که هستند مگر بعد از اینکه قدم به مرحله عقل گذاشتم و از روی بعضی از قرائن که در این سرگذشت ذکر شد حدس زدم که پدر و مادر من که هستند ولی این حدس هر قدر قوی باشد باز یک حدس است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;آنچه برای من محقق میباشد این است که من یگانه طفلی نبودم که درون یک سبد که خلل و فرج آن را با رزین مسدد کرده بودند روی شط نیل از قسمت علیای رودخانه بطرف قسمت سفلی روان شدم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;شهر طبس در آن موقع دارای معابد و کاخ‌های بزرگ بود و اطراف آنها کلبه‌های فقرا دیده میشد و در دوره سلطنت فراعنه چند کشور به مصر منضم شد و مصر یکی از کشورهای ثروتمند جهان گردید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;چون کشورهای دیگر ضمیمه مصر شد عده‌ای زیاد از سکنه کشورهای مزبور به طبس آمدند و در آن جا کاخ یا خانه ساختند و برای پرستش خدایان خود معبد بنا کردند و دسته‌ای از سکنه کشورهای خارجی هم که بضاعت نداشتند در کلبه زندگی مینمودند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;خارجیان بعد از سکونت در طبس رسوم و عقاید خود را هم در آن جا رواج دادند و گرچه عقاید آنها در تمام مردم مصر اثر نکرد ولی در عده‌ای موثر واقع شد و یکی از رسوم مزبور این بود که فقرا که نمی‌توانستند از عهده‌ نگاه‌داری اطفال خود برآیند آنها را در سبدی می‌نهادند و روی نیل رها میکردند و برخی از زنهای توانگر هم که شوهرانشان در سفر بودند ثمر عشق‌بازی‌های نامشروع خود را به شط نیل می‌سپردند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;شاید من فرزند زوجه یکی از ملاحان بودم که در غیاب شوهر خود با یک سوداگر سریانی هم‌آغوش شد و من بوجود آمدم و بهمین جهت بعد از تولد مرا ختنه نکردند و بآب نیل سپردند چون اگر پدرم مصری بود راضی نمی‌شد که من ختنه نشوم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;بعد از اینکه من قدم به مرحله اول جوانی نهادم و موی طفولیت مرا بریدند کیپا موی مزبور و اولین کفش کودکی مرا در یک جعبه چوبی نهاد و آنگاه سبدی را که روی نیل زورق من بود بالای اجاق آویخت آن سبد بر اثر دود اجاق زرد رنگ شد و بعضی از جگن‌های آن شکست ولی من هر دفعه که بیاد می‌آوردم که با آن سبد از نیل گذشته‌ام آن را مینگریستم و میدیدم که الیافی که جگن‌ها را با آن بهم متصل کرده‌اند دارای گره‌هائی موسوم به گره چلچله‌بازان است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من از پدر و مادر حقیقی و مجهول خود غیر از آن سبد یادگاری نداشتم و مشاهده سبد مزبور و اینکه آن سبد به پدر یا مادرم تعلق داشته اولین جراحت را در قلب من بوجود آورد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;همانطور که پرنده بعد از مدتی مهاجرت بسوی لانه قدیم خود بر میگردد انسان وقتی پیر میشود میل میکند که دوران کودکی خود را بیاد بیاورد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من وقتی به حافظه خود مراجعه میکنم می‌بینم که دوره کودکی من دارای درخشندگی زیاد بود و مثل این که در آن دوره همه چیز بیش از امروز تجلی داشت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;از این حیث غنی و فقیر با هم مساوی هستند و انسان هر قدر فقیر باشد باز با مراجعه بدوره کودکی خود می‌تواند در آن عصر چیزهائی شادی‌بخش کشف کند. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پدرم سن‌موت در محله فقراء نزدیک دیوار معبد و در شلوغ‌ترین محله طبس سکونت داشت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;نزدیک منزل او اسکله شهر طبس مخصوص کشتیهائی که از قسمت علیای نیل میآمدند قرار داشت و سفاین بازرگانی که از قسمت‌های بالائی رود نیل وارد پایتخت یعنی طبس می‌شدند بارهای خود را در آنجا خالی میکردند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ملاحان این سفاین پس از اینکه بارهای خود را خالی مینمودند وارد کوچه‌های تنک محله فقرا میشدند و در میخانه‌های آن محله آبجو یا شراب مینوشیدند و غذا میخوردند و در همین محله خانه‌هائی بود عمومی مخصوص تفریح مردها و گاهی اغنیای شهر هم سوار بر تخت‌روان وارد این این خانه‌ها میگردیدند تا تفریح نمایند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;همسایگان ما در محله فقرا عبارت بودند از مامورین وصول مالیات و افسران جزء و صاحبان زورقهائی که روی نیل کار میکردند و چند کاهن جزو کاهنان مرتبه پنجم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;همانطور که بعد از طغیان نیل دیوارهائی از آب بالاتر قرار میگیرد و جلب توجه میکند این عده و پدر من نیز در آن محله جلب توجه میکردند و وجوه محلی بشمار میآمدند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;خانه ما نسبت به خانه‌های اطراف و بخصوص کلبه‌های گلی که کنار کوچه‌های آن محله بنظر میرسید یک خانه وسیع محسوب میگردید و ما حتی در خانه خود یک باغچه داشتیم و یک دریف از درختهای اقاقیا خانه ما را از کوچه جدا میکرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;وسط خانه ما حوضی بود سنگی و قدری بزرگ ولی این حوض فقط از پائیز به آن طرف بر اثر طغیان نیل پر از آب میگردید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;خانه ما چهار اطاق داشت که در یکی از آنها مادرم غذا طبخ میکرد و ما غذای خود را در ایوانی میخوردیم که هم از راه اطاق طبخ میتوانستیم وارد آن شویم و هم از راه اطاقی که مطب پدرم بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;هفته‌ای دو مرتبه زنی بخانه ما میآمد و در رفت و روب خانه با مادرم کمک مینمود زیرا کیپا نظافت را دوست میداشت و هفته‌ای هم یک بار یک زن رخت‌شوی بخانه ما می‌‌آمد و البسه کثیف را بکنار نیل میبرد و میشست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;در آن محل فقیرنشین و شلوغ و پرصدا و فاسد که من فقط بعد از انقضای دوره کودکی و وصل بسن جوانی به فساد آن پی بردم و دانستم که عامل فساد عده‌ای کثیر از بیگانگان هستند که در آن محله و سایر محلات طبس سکونت کرده‌اند پدرم و همسایگان ما مظهر رسوم و شعائر درخور احترام قدیم مصر بشمار میآمدند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;با اینکه در شهر طبس علاقه مردم حتی اشراف و نجباء نسبت به شعائر و رسوم قدیم مصر سست شده بود پدرم و همسایگان او مثل مصریهای قدیم بخدایان عقیده داشتند و نسبت به طهارت روح مومن بودند و در زندگی به کم میساختند و از تجمل دوری میجستند تا اینکه مجبور نشوند از صراط مستقیم منحرف گردند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;گوئی این عده که در آن محله میزیستند و همانجا به شغل خود ادامه میدادند میخواستند با پرهیزکاری و علاقه به شعائر قدیم بمردم بفهمانند که از آنها نمیباشند و نمیخواهند مثل آنان بشوند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ولی من میدانم چرا این مسائل را که در دوره کودکی نمی‌فهمیدم و پس از اینکه بزرگ شدم بآنها پی بردم در این مرحله از زندگی که دوره صباوت من است یاد میکنم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;آیا بهتر این نیست که بگویم که در خانه ما یک درخت سایه گستر بود که تنه‌ای خشن داشت و من در کودکی از آفتاب به سایه آن درخت پناه میبردم و به تنه آن تکیه میدادم؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;آیا بهتر این نیست که بخاطر بیاورم که در کودکی بهترین بازیچه من عبارت بود از یک تمساح چوبی که دهانی قرمز داشت و من با یک ریسمان آن را روی سنگ فرش کوچه می‌کشیدم و تمساح چوبی در عقب من میآمد و دهان خود را می‌گشود و میدیدم که حلق آنهم سرخ است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;وقتی من با تمساح چوبی خود در کوچه‌ بازی میکردم کودکان همسایه با حیرت و تحسین آنرا مینگریستند و برای من نان عسلی و سنگ‌های رنگین و مفتولهای مسین می‌آوردند تا اینکه بتوانند با تمساح من بازی کنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;زیرا فقط اطفال نجباء بازیچه‌ای آن چنان داشتند و فرزندان فقرا نمی‌توانستند آنرا تهیه کنند و پدر من هم استطاعت خرید آن بازیچه را نداشت بلکه نجار سلطنتی آنرا برای پدرم ساخت و باو هدیه‌ داد زیرا پدرم که پزشک بود یک دمل دردناک نجار مزبور را که مانع از این میشد وی بر زمین بنشیند معالجه کرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;مادرم هر بامداد دستم را می‌گرفت و مرا با خود ببازار میبرد. کیپا در بازار زیاد خرید نمی‌کرد ولی دوست داشت که مدت یک میزان برای خرید یک دسته پیاز چانه بزند و مدت یک هفته هر روز ببازار برود تا اینکه یک جفت کفش خریداری نماید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;مادرم طوری با سوداگران صحبت میکرد که معلوم میشد وی زنی با بضاعت است و تردید او برای خرید کالا ناشی از تهی‌دستی نیست بلکه میخواهد کالای مرغوب خریداری کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من میدیدم که مادرم بعضی از چیزها را دوست میدارد ولی خریداری نمیکند و بمن اینطور می‌فهمانید که منظورش این است که من صرفه‌جو بشوم و میگفت توانگر آن نیست که خیلی طلا داشته باشد بلکه آن کس توانگر است که به کم قناعت کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;در حالی که مادرم اینطور با من حرف میزد من&amp;nbsp; متوجه بودم که چشم‌های او خواهان پارچه‌های پشمی و رنگارنگ و ظریف سیدون و بیبلوس میباشد که در سوریه میبافتند و مانند پر مرغابی سبک وزن بود و با دستهای خود که بر اثر خانه‌داری خشونت داشت پرهای شترمرغ و زینت‌آلات عاج را نوازش میکرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;وقتی از مقابل بساط سوداگران میگذشتم مادرم میگفت تمام اینها که ما در بازار دیدیم اشیاء زاید است و بدرد زندگی نمیخورد و فقط غرور خودپرستان را تسکین میدهد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ولی من که کودک بودم در دل حرف مادرم را نمیپذیرفتم و خیلی میل داشتم که مادرم برای من یک میمون خریداری کند که من او را در بغل بگیرم و آن جانور دست خود را حلقه گردن من نماید. و خیلی مایل بودم که یکی از آن پرندگان خوش رنگ را که در بازار دیدم میداشتم تا اینکه بزبان سریانی یا مصری حرف بزند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من نمیتوانستم قبول کنم که گردن‌بندهای قشنگ و کفش‌هائی که روی آن پولک طلائی نصب شده بود جزو اشیا زائد باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;بعد از اینکه بزرگ شدم فهمیدم که مادرم نیز خواهان آن اشیا‌ بود و آرزو داشت که ثروتمند باشد و بتواند آنها را خریداری کند لیکن چون شوهرش یک طبیب بی‌بضاعت بشمار میآمد مادرم ناچار قناعت میکرد و آرزوهای خود را که میدانست جامه عمل نخواهد پوشید بوسیله خیالات یا نقل افسانه‌ها تسکین میداد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;شب قبل از خوابیدن مادرم با صدائی آهسته افسانه‌هائی را که میدانست برای من نقل میکرد. یکی از افسانه‌های او داستان سینوهه بود و در افسانه دیگر راجع بمردی صحبت میکرد که در دریا غرق شد و به جزیره‌ای افتاد که در آن پادشاه مارها سلطنت میکرد و از آن جزیره یک گنج بزرگ ب خود آورد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;در افسانه‌های مزبور مادرم راجع به خدایان و ست و عفریت‌ها و جادوگران و مارگیران و فراعنه قدیم مصر صحبت میکرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;گاهی پدرم که آن افسانه‌ها را می‌شنید قرقر میکرد و میگفت روح این بچه را با مهملات و موهومات پریشان نکن و مادرم سکوت مینمود ولی به محض اینکه میفهمید پدرم خوابیده قصه را از همانجا که قطع شده بود ادامه میداد و من حس میکردم که مادرم فقط برای سرگرم کردن من قصه نمیگوید بلکه خود نیز از داستان سرائی لذت میبرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;در شبهای گرم تابستان که بستر ما چون آتش بود و ما عرین میخوابیدی و حرارت هوا مانع از خوابیدن میشد صدای آهسته مادر طوری مرا میخوابانید که تا بامداد چشم نمیگشودم و امروز هم وقتی آن صدا را که قدری بم بود بخاطر میآورم احساس آرامش و اطمینان مینمایم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;من فکر میکنم که مادر واقعی من باندازه کیپا نسبت به من محبت نمیکرد و آن زن موهوم‌پرست که بافسانه نقالان نابینا و لنگ گوش میداد و آنها یقین داشتند که میتوانند هر دفعه که روایتی برایش نقل میکنند غذائی از او دریافت کنند بیش از یک مادر حقیقی بمن محبت مینمود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;افسانه هائی که مادرم میگفت باعث تفریح من میشد و من هم مثل مادرم از زندگی موجود ما اطفال در کوچه‌ای کثیف که پیوسته بوی عفن از آن بمشام میرسید و کانون مگس‌ها بود و ما کودکان در آن بازی میکردیم بآن افسانه‌ها پناه میبردم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ولی گاهی هم از اسکله بوی چوب سدر یا رزین بمشام ما کودکان که در کوچه مشغول بازی بودیم می‌رسید یا اینکه زنی از نجباء سوار بر تخت‌روان از کوچه عبور میکرد و سر را بیرون میآورد و ما را مینگریست و ما بوی عطر وی را استشمام مینمودیم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;هنگام غروب آفتاب وقتی زورق زرین آمون بطرف تپه‌های مغرب میرفت و پشت افق ناپدید میشد از تمام خانه‌ها و کلبه‌های محله فقرا دود بر میخاست و بوی ماهی سرخ شده و نان تازه بمشام میرسید و من از کودکی طوری به آن روایح عادت کردم که در همه عمر در هر نقطه که بودم روایح مزبور را دوست میداشتم و امروز هم که کهن سال شده‌ام ومیدانم که مرگم نزدیک است بیاد آن روایح حسرت میخورم و آه می‌کشم.(( با تشکر از &lt;A href=&quot;http://synohe.blogsky.com&quot;&gt;http://synohe.blogsky.com&lt;/A&gt;&amp;nbsp;))&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 28 Dec 2006 19:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=javadkalani&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>javadkalani</dc:creator>
<guid>http://javadkalani.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کتاب دکتر سینوهه (( مقدمه کتاب نویسنده )) بخش 1</title>
<link>http://javadkalani.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;نام من، نویسنده این کتاب(سینوهه) است و من این کتاب را برای مدح خدایان نمی نویسم زیرا از خدایان خسته شده ام.من این کتاب را برای مدح فراعنه نمی نویسم زیرا از فراعنه هم به تنگ آمده ام.من این کتاب را فقط برای خودم می نویسم بدون اینکه در انتظار پاداش باشم یا اینکه بخواهم نام خود را در جهان باقی بگذارم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;آن قدر در زندگی از فرعون ها و مردم زجز کشیده ام که از همه چیز حتی امیدواری تحصیل نام جاوید,سیرم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;من این کتاب را فقط برای این مینویسم که خود را راضی کنم و تصورمینمایم که یگانه نویسنده باشم که بدون هیچ منظور مادی و معنوی کتابی می نویسم.هرچه تا امروز نوشته شده, یا برای این بوده که به خدایان خوشامد بگویند یا برای این که انسان را راضی کنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;من فرعونها را جزو انسان می دانم زیرا آنها با ما فرقی ندارند ومن این موضوع را از روی ایمان می گویم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;من چون پزشک فرعونهای مصر بودم از نزدیک,روز و شب,با فراعنه حشر و نشر داشتم و می دانم که آنها از حیث ضعف و ترس و زبونی و احساسات قلبی مثل ما هستند.حتی اگر یک فرعون را هزارمرتبه بزرگ کنند واو را درشمارخدایان درآورند بازانسان است ومثل ما می باشد.آنچه تا امروزنوشته شده,به دست کاتبینی تحریرگردیده که مطیع امرسلاطین بوده اند وبرای این مینوشتند که حقایق رادگرگون کنند.من تاامروزیک کتاب ندیده ام که درآن,حقیقت نوشته شده باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;درکتابها یا به خدایان تملق گفته اند یا به مردم یعنی به فرعون.دراین دنیا تا امروزدرهیچ کتاب و نوشته,حقیقت وجود نداشته است ولی تصورمی کنم که بعد ازاین هم درکتابها حقیقت وجود نخواهد داشت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;ممکن است که لباس و زبان و رسوم وآداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد&amp;nbsp; شد و درتمام اعصارمی توان به وسیله گفته ها ونوشته های دروغ مردم را فریفت.زیرا&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;همانطور که مگس,عسل را دوست دارد,مردم هم دروغ و ریا و وعده های پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست می دارند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;آیا نمی بینید که مردم چگونه در میدان,اطراف نقال ژنده پوش را که روی خاک نشسته ولی دم از زر و گوهرمی زند و به مردم وعده گنج می دهد می گیرند و به حرفهای او گوش می دهند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;ولی من که نامم(سینوهه) می باشد از دروغ دراین آخر عمر,نفرت دارم و به همین جهت این کتاب را برای خود می نویسم نه دیگران.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;من نمی خواهم کسی کتاب مرا بخواند و تمجید کند.نمی خواهم اطفال در مدارس عبارات کتاب مرا روی الواح بنویسند واز روی آن مشق نمایند.من نمی خواهم که خردمندان در موقع صحبت از عبارات کتاب من شاهد بیاورند و بدین وسیله علم و خرد خود را به ثبوت برسانند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;هرکس که چیزی می نویسد امیدوار است که دیگران بعد از وی,کتابش را بخوانندوتمجیدش کنند و نامش را فراموش ننمایند.به همین جهت ایمان خود را زیرپا می گذارد وهمرنگ جماعت می شود و مهمل ترین و سخیف ترین گفته ها را که خود بدان معتقد نیست می نویسد تا اینکه دیگران او را تحسین و تمجید نمایند.ولی من چون نمی خواهم کسی کتاب مرا بخواند همرنگ جماعت نمی شوم و اوهام وخرافات او را تجلیل نمی کنم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;من عقیده دارم که انسان تغییرنمی کند ولو یکصدهزارسال ازاو بگذرد.یک انسان رااگردررودخانه فرو کنید به محض اینکه لباسهای او خشک شد,همان است که بود. یک انسان را اگر گرفتاراندوه نمایید از کرده های گذشته پشیمان می شود,ولی همین که اندوه او از بین رفت,به وضع اول برمی گردد و همانطور خودخواه و بیرحم می شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;چون شکل و رنگ بعضی از اشیاء و کلمات بعضی از اقوام تغییر می کند و بعضی از اغذیه و البسه امروز متداول می شود که دیروز نبود,مردم تصورمی نمایند که امروزغیراز دیروزاست. ولی من می دانم چنین نیست ودرآینده هم مثل امروز ومانند دیروز کسی حقیقت را دوست نمی دارد.بنابراین نمی خواهم کسی کتاب مرا بخواند و میل دارم که در آینده گمنام بمانم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;من این کتاب را برای این می نویسم که میدانم. ودانایی من مانند تیزاب قلب انسان را میخورد و اگر انسان دانایی خود را به دیگری نگوید,قلب او از بین می رود.من نمی توانم دانایی ام را به کسی بگویم و لذا آن را برای خویش می نویسم تا بدین وسیله خود را تسکین بدهم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;من درمدت عمر خود چیزها دیدم.من مشاهده کردم که پسری مقابل چشم من پدر خود را کشت.&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;دیدم که فقرا علیه اغنیاء,حتی طبقه خدایان قیام کردند.دیدم کسانی که در ظروف زرین شراب می آشامیدند,کناررودخانه,با کف دست آب مینوشیدند.دیدم کسانی که زر خود با قپان وزن می کردند, زن خود را برای یک دستبند مسی به سیاهپوستان فروختند تا اینکه بتوانند برای اطفال همان زن, نان خریداری کنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;درگذشته جای من در کاخ فرعون در طرف راست او بود و بزرگانی که صدها غلام داشتند به من تملق می گفتند و برای من هدایا می فرستادند و دارای گردنبند زر بودم.امروز دراینجا,که نقطه ای واقع درساحل دریای مشرق است,زندگی می کنم ولی ثروت من از بین نرفته وهم چنان توانگر می باشم و غلامانم دو دست را روی زانو می گذارند و مقابلم سر فرود می آورند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;علت اینکه مرا ازمصروشهرطبس تبعید کردند وبه اینجا فرستادند این است که من درزندگی,همه چیزداشتم,می خواستم چیزی به دست بیاورم,که لازمه به دست آوردن آن این است که انسان همه چیز را ازدست بدهد.من می خواستم که حقیقت حکمفرما باشد و ریا و دروغ و ظاهرسازی از بین برود و نمی دانستم که حکمفرمایی حقیقت در زندگی انسان,امری محال است و هرکس که راستگو باشد و با راستگویی زندگی کند باید همه چیز را از دست بدهد و من باید خیلی خوشوقت باشم که هنوز ثروت خویش را حفظ کرده ام. (( با تشکر از دوست عزیزم آقای رادمنش ))&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 28 Dec 2006 08:46:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=javadkalani&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>javadkalani</dc:creator>
<guid>http://javadkalani.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در جواب به سوال یکی از دوستان..........</title>
<link>http://javadkalani.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون&amp;nbsp;(( نویسنده : میکا والتاری - مترجم : ذبیح الله منصوری )) یکی از کتاب های در مورد دکتر سینوهه است که مطالبش واقعی است&amp;nbsp; و اشتباهی ندارد. من هم سعی می کنم طی چند روز آینده مطالب کامل این کتاب را برایتان قرار دهم&amp;nbsp;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; </description>
<pubDate>Thu, 28 Dec 2006 08:36:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=javadkalani&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>javadkalani</dc:creator>
<guid>http://javadkalani.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حفاري جديد در دره پادشاهان</title>
<link>http://javadkalani.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=imgleft style=&quot;WIDTH: 200px&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.farya.com/images/all/egypt-2006-4.jpg&quot; border=1&gt;&lt;BR&gt;یکی از مومیایی های متعلق به سه هزار سال پیش که طی حفاری های اخیر در دره پادشاهان مصر از زیر خاک بیرون آورده شد. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV float=&quot;right&quot;&gt;&lt;B&gt;باستان شناسان با حفاری های جدیدی که در دره پادشاهان (Valley of Kings) مصر انجام دادند، توانستند با کشف یک مقبره جدید به اطلاعات جالب توجهی دست پیدا کنند. &lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;دره پادشاهان از جمله مکانهایی در کشور مصر است که در آن فرعونهای مصر و دیگر افراد بزرگ خاندان پادشاهی دفن شده اند. در این دره، مومیایی هایی از ۱۸ سلسله اول فراعنه مصر - از حدود سال ۱۵۶۷ پیش از میلاد تا ۱۳۲۰ پیش میلاد - نگهداری می شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این مومیایی ها در تابوت هایی از جنس سنگ نگهداری می شوند که در درون آنها اغلب لوازم شخصی مومیایی بعلاوه ظروف محتوی غذا قرار داده می شوند. مصریان باستان بر این عقیده بودند که این وسایل اضافی در تابوت برای زندگی پس از مرگ لازم است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آخرین بار در سال ۱۹۲۲ برای باز کردن مقبره توتان خانوم (Tutankhanum) در این دره حفاری های باستان شناسی صورت گرفت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هفته گذشته یک تیم باستان شناسی به رهبری اوتو شدن (Otto Schaden) از دانشگاه ممفیس (Memphis) آمریکا، هنگامی که در حال حفاری و بررسی محوطه مقبره توتان خانم بود به موارد جالبی از جمله مقبره ای حاوی تعدای مومیایی برخورد کردند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آقای اتو شدن در این باره می گوید : &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;درست هنگامی که در نظر داشتیم تحقیقات را خاتمه دهیم به این مومیایی ها دست پیدا کردیم.&quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بنظر می رسد که این مومیایی ها متعلق به آخرین دسته از فراعنه سلسه هجدهم یعنی حدود سالهای ۱۵۰۰ پیش از میلاد باشند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زاهی حواس (Zahi Hawass) یکی از باستان شناسان این تیم می گوید : &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;از سال ۱۹۲۲ که مقبره توتان خانوم حفاری و کشف شد تا کنون اتفاق مهمی در این منطقه رخ نداده است.&quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=imgleft style=&quot;WIDTH: 200px&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.farya.com/images/all/egypt-2006-2.jpg&quot; border=1&gt;&lt;BR&gt;Otto Schaden , Zahi Hawass &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV float=&quot;right&quot;&gt;مومیایی های جدید بدست آمده در درون اتاقی در فاصله پنج متری پایین تر از سطح زمین قرار دارند. باستان شناسان احتمال می دهند که این مومیایی ها به افراد برگزیده ای تعلق داشته باشد که برای جلوگیر از غارت مقبره آنها توسط دزدان، تابوت هایشان به حیاط مقبره توتان خانوم منتقل شده باشد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;حواس اضافه می کند که : &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;ما هنوز دقیقآ نمی دانیم که این مومیایی ها به چه دسته از افرادی تعلق دارند، اما آنچه مشخص است آنها از وابستگان خاندان پادشاهی بوده اند؛ پادشاه، ملکه یا از نجبا. در هر صورت وجود آنها در محوطه مقبره توتان خانم نشان می دهد که از بزرگان سلسله هجدهم بوده اند.&quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;به محض آنکه مومیایی ها و ظروف مربوطه بصورت کامل از خاک بیرون آورده شوند؛ آنها را به موزه مصر باستان در قاهره منتقل خواهیم کرد.&quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دره پادشاهان در فاصله ۵۰۰ کیلومتری جنوب قاهره قرار دارد و باستان شناسان امیدوارند تا پیش از شروع فصل گرما بتوانند مومیایی ها و متعلقات آنها را از زیر خاک بیرون بیاروند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دره پادشاهان در مصر باستان گورستان فراعنه و وابستگان درجه یک آنها بوده است و تا کنون به تعداد ۶۲ مقبره در آنها کشف شده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مقبره کشف شده مساحتی در حدود ۵ در ۴ متر مربع دارد که باستان شناسان تا کنون تنها توانسته اند حدود ۳۰ سانتیمتر از ورودی آنرا حفاری کنند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=author&gt;Reuters, Times Online &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 26 Dec 2006 17:35:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=javadkalani&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>javadkalani</dc:creator>
<guid>http://javadkalani.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
